راست و حقّت باز آرد ) .
20
شرّ من صاحبته الجاهل : بدترين كسى كه او را همراه مى گيرى نادان است .
21
شرّ الوزراء من كان للأشرار وزيرا : بدترين وزيران وزيرى است كه در دستگاه بدان و نادرستان وزارت داشته است ( و راه و رسم وطن فروشى را نيك آموخته است .
22
شرّ الأمراء من كان الهوى عليه أميرا : بدترين فرماندهان كسى است كه هواى نفس بر وى امارت داشته باشد .
23
شرّ العلم ما أفسدت به رشادك : بدترين دانشها دانشى است كه راه رشد و هدايتت را بدان تباه سازى ( مانند اغلب علوم مادّى امروزى كه بيشتر جوانان را طبيعى و لا مذهب بار مى آورد ) .
24
شرّ العمل ما أفسدت به معادك : بدترين كردارها آنست كه آخرتت را به آن از بين ببرى .
25
شرّ ما ألقى فى القلب الغلول : بدترين چيزى كه در دل انداخته مىشود كين توزى و ناپاكى است
26
شرّ ما شغل به المرء وقته الفضول : بدترين چيزى كه مرد بدان مشغول مى گرداند زياده روى ( در هر كارى ) است .
27
شرّ الثّناء ما جرى على ألسنة الأشرار : بدترين ستايشها ستايشى است كه بر زبان بدان جارى گردد .
28
شرّ إخوانك من أحوجك إلى مداراة و ألجأك إلى اعتذار : بدترين برادران تو كسى است كه تو را ( در برابر ديگران ) نيازمندتر مى سازد و بعد ز خواهى ناچارت گرداند .
29
شرّ لا يدوم خير من خير لا يدوم : بدى ناپايدار بهتر از نيكى ناپايدار است .
30
شرّ النّاس من يرى أنهّ خيرهم : بدترين مردم كسى است كه خود را بهتر از ديگران بيند .
31
شرّ النّاس من لا يبالى أن يراه النّاس مسيئا : بدترين مردم كسى است كه باك ندارد از اين كه مردم گنهكارش بينند .
32
شرّ القول ما نقض بعضه بعضا : بدترين سخن آنست كه بعضى از آن بعض ديگر را باطل سازد .
33
شرّ إخوانك من يبتغى لك شرّ يومه : بدترين برادران تو كسى است كه تو را بروز زشت و بد خويش نشاندن خواهد .