افزونتر است ( مثلا ملّتى در راه استقلال مى جنگد و كشتهء فراوان مىدهد آنها كه باقى مانند كاخ عظمت خود را بر پايههاى استوارى بنا مى نهند و شالودهء بهترى و پايدارترى مى ريزند ) .
19
بذل الجاه زكات الجاه : آبرو را صرف حوائج مردم كردن زكات آبرومندى است .
20
باكروا فالبركة فى المباكرة و شاوروا فالنّجح فى المشاورة : صبح خيز باشيد كه بركت در صبح خيزى است ( و روزيها صبحگاهان تقسيم ميشوند ) و در امورات مشورت كنيد كه رستگارى در مشورت كردن است .
21
بذل ماء الوجه فى الطّلب أعظم من قدر الحاجة و إن عظمت و أنجح فيها الطّلب آبرو را در راه چيزى خرج كردن بزرگتر از حاجت خواستن است اگر چه حاجت بزرگ باشد و انسان در آن خواستن به خواهش خود برسد .
22
بخّ بخّ لعالم علم فكفّ و خاف البيات فاعدّ و استعدّ إن سئل أفصح و ان ترك صمت كلامه صواب و سكوته عن غير عىّ فى الجواب به به از دانشمندى كه بداند و ( از پر گفتن ) دم در كشد از خواب بسيار بترسد و مهيّاى مرگ باشد و در آن راه طالب آمادگى باشد اگر از وى سخنى پرسند پاسخ رسا و شيوا دهد و اگر نپرسند خاموش نشيند سخنش درست و دلنشين و خاموشيش بدون ناتوانى از جواب دادن باشد .
23
بذل التّحيّة من حسن الأخلاق و السّجيّة سلام و درود را كار بستن از خوش اخلاقى و خوش رفتارى است .
24
بذل اليد بالعطيّة أجمل منقبة و أفضل سجيّة : دست را به كار پاشيدن و بخشيدن داشتن زيباترين ستودن و بالاترين كار كردن است .
25
بذل الوجه إلى اللّئام الموت الأكبر : آبرو را پيش ناكسان ريختن بزرگترين مردن است .
26
بشّر نفسك إذا صبرت بالنّجح و الظّفر : هنگامى كه صبر كنى خودت را برستگارى و پيروزى مژده بده .
27
برّوا آبائكم يبّركم أبناؤكم : با پدرانتان نيكى كنيد تا پسرانتان با شما نيكى كنند .
28
برّوا أيتامكم و واسوا فقرائكم و أرأفوا بضعفائكم : با يتيمان نيكى و با فقراءتان مواساة