خرج كردن همان اسراف است ) .
165
إذا ملى ء البطن من المباح عمى القلب عن الصّلاح : هرگاه شكم از ( چيزهاى ) مباح و حلال پر گردد دل از ديدار خير و صلاح كور شود ( امّا اگر از حرام پر شود كه ديگر پناه بر خدا ) .
166
إذا أعرضت عن دار الفناء و تولّهت بدار البقاء فقد فاز قدحك و فتحت لك أبواب النّجاح و ظفرت بالفلاح : اگر از دار دنياى ناپايدار رخ برتابى و سراى پايدار آخرت را دل بسپارى بهرهء تو از دنيا به تو برسد و درهاى شادى برويت باز گردد و بفلاح و رستگارى دست يا بى
167
إذا اتّخذت و ليّك فكن له عبدا و امنحه صدق الوفاء و حسن الصّفاء : هرگاه براى خودت دوستى اتّخاذ و انتخاب كردى پس براى او بندهء باش و او را درستى وفادارى و نيكى صفا و محبّت را ببخش .
168
إذا كان فى الرّجل خلّة رائقة فانتظر منه أخواتها : هرگاه در مرد خوئى خوش يافتى انتظار خوش خوئيهاى ديگر هم از وى داشته باش .
169
إذا دعاك القران إلى خلّة جميلة فخذ نفسك بأمثالها : هرگاه قرآن تو را بسوى خوئى خوش خواند پس مانندهاى آن را براى خودت فراگير .
170
إذا أتتك المحن فاقعد لها فإنّ قيامك فيها زيادة لها : هرگاه محنت و رنجى بر تو روى آورد پيشش بنشين زيرا كه ايستادن تو در برابر آن رنج رنج را افزودن است .
171
إذا أحسنت القول فأحسن العمل لتجمع بذلك بين مزيّة اللّسان و فضيلة الإحسان : هرگاه سخن نيكو گفتى كردار را هم نيكو كن تا با اين كار فزونى زبان و فضل نيكى و احسان را با هم جمع كرده باشى ( و گرنه فقط سخن خوب گفتن فضيلتى ندارد )
172
إذا امنت باللهّ سبحانه و اتّقيت محارمه أحلّك دار الأمان و اذا أرضيته تغمّدك بالرّضوان : هرگاه به خداوند سبحان ايمان آرى و از حرامهايش دورى گزينى خدا تو را بسر او خانه ايمنى در آورد و وقتى كه او را از خود خوشنود سازى او هم تو را در خوشنودى خود فرو برد .
173
إذا سئلت فاسئل تفقّها و لا تسئل تعنّتا فإنّ الجاهل المتعلّم شبيه بالعالم و انّ العالم المتعنّت شبيه بالجاهل : هرگاه