تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢

156

إذا زادك اللّئيم إجلالا فزده إذلالا هرگاه شخص پستى بيفزايد در تعظيم تو در خوار كردنش تو بيفزاى .

157

إذا أمطر التّحاسد نبت التّفاسد : هرگاه رشك و حسد ( مانند ابر ) ميان مردم شروع بباريدن كند گياه فساد و تباهى برويد .

158

إذا ثبت الودّ وجب التّرافد و التّعاضد هرگاه دوستى پاى بر جا گردد بخشش و يارى و پشتبانى از يكديگر كردن واجب افتد .

159

إذا أراد اللّه بعبد خيرا فقهّه فى الدّين و ألهمه اليقين : هرگاه خداوند در بارهء بندهء نيكى را اراده فرمايد او را دانشمند و فقيه در دين سازد و يقين ( و ايمان به احكام و آخرت ) را در دلش اندازد

160

إذا فاتك من الدّنيا شيء فلا تحزن و إذا أحسنت فلا تمنن : هرگاه چيزى از ( چيزهاى ) دنيا از دستت برود غمگين مشو و هرگاه ( با ديگران ) نيكى كنى منّت مگذار .

161

إذا جمعت المال فأنت فيه وكيل لغيرك يسعد به و تشقى أنت : هرگاه مال را گرد آوردى پس تو در گرد آوردن آن وكيل ديگرى بوده كه او بواسطهء آن مال نيكبخت و تو بدبخت مى شوى .

162

إذا قدّمت ما لك لأخرتك و استخلفت اللّه سبحانه على من خلفّته من بعدك سعدت بما قدّمت و أحسن اللّه لك الخلافة على من خلّفت : هرگاه مالت را براى آخرتت پيش فرستى و خداى را بر بازمانده و اولاد خودت خليفه گردانى تو بهر چه كه پيش فرستادهء نيكبخت مى گردى و خداوند هم بر بازماندگانت نيكو خليفگى خواهد كرد .

163

إذا أراد اللّه بعبد خيرا ألهمه القناعة فاكتفى بالكفاف و اكتسى بالعفاف : هرگاه خدا براى بنده نيكى خواهد قناعت را بدلش اندازد آن گاه او بدانچه كه رسد بسازد و جامهء پاكدامنى ( و دورى از گناهان را به پيكر ) در پوشد .

164

إذا أراد اللّه بعبد خيرا ألهمه الإقتصاد و حسن التّدبير و جنبّه سوء التّدبير و الإسراف : هرگاه خداوند بر بنده خوش خواهد ميانه‌روى و خوش تدبيرى را در دلش اندازد و او را از تدبير بد و بى اندازه حرج كردن بدور دارد ( حسن تدبير همان به اندازه خرج كردن و خارج از اندازه