كه نجابت از رسوائيها دورى گزيدن است
15
إنّما الشّرف بالعقل و الأدب لا بالمال و الحسب : براستى كه شرف در عقل و ادب است نه بمال و بزرگى نژاد .
16
إنّما أنت عدد أيّام فكلّ يوم يمضى عليك يمضى بعضك فخفّض فى الطّلب و اجمل فى المكتسب : براستى كه تو ( اى بشر مجموعهء هستى مركّب از روزكى چند و ) بشمارهء ايّامت مى باشى هر روزى كه از تو بگذرد پاره از تو كنده شود و بگذرد پس در طلب دنيا آهسته باش و در كار كسب هموار باش .
17
إنّما يحبّك من لا يتملّقك و يثنى عليك من لا يسمعك : براستى كه دوستدار تو كسى است كه از تو تملّق نگويد و ثناگوى تو كسى است كه آن را به گوشت نشنواند ( كسى كه پيش روى تو بتملّق و چاپلوسى بر مى خيزد دشمن تو است ) .
18
إنّما سمّى العدوّ عدوّا لأنهّ يعدو عليك فمن داهنك فى معايبك فهو العدوّ : براستى كه دشمن را از آن جهة دشمن نامند كه او بر تو تعدّى مىكند و تجاوز روا مى دارد فلذا هر كه در عيب جوئى تو راه مداهنه مى پيمايد و زشتت را زيبا مى نمايد همان دشمن تو است .
19
إنّما سمّى الصّديق صديقا لأنهّ يصدقك فى نفسك و معايبك فمن فعل ذلك فاستنم إليه فإنهّ الصّديق : براستى كه دوست را براى آن دوست نامند كه آن در نفست و عيوبت تو را تصديق مىكند ( و زشت و زيبايت را براستى بيان مى نمايد ) پس هر كه اين كار را كرد دوستى را با وى تمام كن كه دوست تو او است .
20
إنّما سمّى الرّفيق رفيقا لأنهّ يرفقك على صلاح دينك فهو الرّفيق الشّفيق : براستى كه رفيق براى آن رفيق ناميده شده است كه او در اصلاح امور دينت با تو رفق و نرمى مىكند و البتهّ اين كس رفيق مهربانى است ( قدرش را بدان ) .
21
إنّما يعرف قدر النّعم بمقاسات ضدّها : براستى كه قدر نعمتها را بقياس كردن با ضدّ آن كه كم نعمتى و سختى است خواهى شناخت .
22
إنّما المرأة لعبة فمن اتّخذها فليغطّها براستى كه زن آلت بازى است هر كس آن را گرفت بايد بپوشاند آن را .