تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
سختگيرى است نه ايستاده آن را گم مىكند و نه گريزنده آن مرگ را عاجز مى سازد ( بلكه آن مرگ كليهء بشر را بكمند خويش در مى كشد و همكاران را نابود مى سازد )

217

إنّ فى الموت لراحة لمن كان عبد شهوته و أسير أهويته لأنهّ كلّما طالت حياته كثرت سيئّاته و عظمت على نفسه جناياته : براستى كه در مرگ آسايشى است براى كسى كه بندهء شهوت و اسير و گرفتار هواها و هوسهايش مىباشد زيرا كه اين شخص هر چه زندگيش طولانى شود گناهانش بيشتر گردد و ستمش بر خودش بزرگتر شود .

218

إنّ أخسر النّاس صفقة و أخيبهم سعيا رجل أخلق بدنه فى طلب اماله و لم تساعده المقادير على إرادته فخرج من الدّنيا بحسراته و قدم على الاخرة بتبعاته براستى كه زيانكارترين مردم در تجارت و معامله و نااميدترين آنان در سعى و كوشش كسى است كه پيكرش را در پى آرزوهايش بفرسايد و مقدّرات با وى مساعدت نكنند ( و او بآرزويش دست نيابد ) آن گاه او با اندوه و حسرت فراوان از جهان بيرون رود و با رنجهاى فراوانش وارد آخرت گردد ( فلذا چه خوش است كه انسان دل به دنيا در نبندد و عمرش را در راه سعادت و آخرتش بسر برد و با خرّمى بر خداى وارد شود .

219

إنّ للحن غايات لابدّ من انقضائها فناموا إليها لها إلى حين انقضائها فإنّ إعمال الحيلة فيها قبل ذلك زيادة لها : براستى كه براى محنتها دورانهائى است كه ناچار آنها بايد بسر آيند پس بر جاى خود قرار گرفته و بايستيد تا هنگام سر آمدن آنها ( يعنى كه درصدد چاره جوئى و بر طرف كردن آنها بر نيائيد ) زيرا كه پيش از سر رسيدن دوران محنت ( براى رهائى از گرفتارى ) مكر و حيله را كار بستن آن را بسيار كردن است .

220

إنّ للمحن غايات و للغايات نهايات فاصبروا لها حتّى تبلغ نهاياتها فالتّحرّك لها قبل انقضائها زيادة لها : براستى كه براى روزگار رنج و گرفتارى دوران هائى است و براى آن دوران ها پايان است پس صبر كنيد تا اين كه دوران هاى گرفتارى به پايان برسند زيرا پيش از رسيدن آن نهايات تلاش و كنكاش كردن در معنى گرفتارى را افزودن است .

221

إنّ اللّه سبحانه فرض عليكم فرائض فلا تضيّعوها و حدّ لكم حدودا فلا تعتدوها و نهاكم عن
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 243 | انصارى / عبد الواحد الآمدى التميمي