معطّر و اونگان براى ساخت دارو و مراقبت از پوست توسعه پيدا كرد .
Nicholas Lemery
پزشك مخصوص لويى چهاردهم ، در كتاب فرهنگ داروهاى غير تركيبى « 1 » بسيارى از اين مواد را توصيف نموده است و برخى از آنها مانند عرق بادرنجبويه ، عرق اكليل كوهى و ادوكلن كه هنوز هم توليد مىشوند ، تا امروز باقيماندهاند .
پيدايش دانش نوين در قرن 19 ميلادى ، با زوال همه انواع روشهاى گياهدرمانى همراه بود .
نخستين دانشمندان اين قرن ، ديدى سادهانگارانه و تا حدى عاميانه به دنيا داشتند .
هنگامى كه اوّلين آلكالوييد كشف شد ، اين دانشمندان اعتقاد داشتند كه بهتر است فقط اجزاى فعّال و اصلى گياهان ، نگهدارى شود تا بتوان دوباره آنها را در آزمايشگاهها توليد نمود . بنابراين آنها داروهايى مانند پنىسيلين ( كه از كپك نان حاصل مىشود ) ، آسپرين ( كه به شكل طبيعى در درخت توس ،
Gultheria perocombens
و ريش بز وجود دارد ) ، آنتىبيوتيكها و . . . را كشف و سنتز نمودند . بدون آنكه منكر ارزش بارز بسيارى از كشفيات علمى شويم ، بايد قبول كنيم كه تنگنظرىهاى حرفه پزشكى سبب بروز سوء استفادههايى شده است . ميكروارگانيسمها بسيار سريعتر از بدن انسان با آنتىبيوتيكها سازگار مىشوند و باعث بىاثرى و نيز خطرناك شدن آنتىبيوتيكها براى سلامتى انسان مىگردند . كورتيكوستروييدها عوارض جانبى وخيمى دارند و خوابآورها ، داروهاى ضد افسردگى و آمفتامينها بسيار اعتيادآور مىباشند و . . .
در آغاز اين سده ، برخى از پژوهشگران به كمك ابزار علمى دانش كهنى كه در طول سالها اندوخته شده بود ( دانشى كه بعدها با اهانت از ميدان به در شد ) ، مطالعات خود را در اين زمينه شروع كردند . رايحهدرمانى به وسيله
R . M Gattefosse
پايهگذارى شد و سپس توسط دكتر
M . Fesneall
، پروفسور
Caujolles
، دكتر
Pellecuer
و . . . پىگيرى گرديد .
در واقع گسترش رايحهدرمانى در اروپا ، از سال 1964 ميلادى و با چاپ كتاب دكتر
Jean Valnet
به نام رايحهدرمانى « 2 » ( كه ترجمه انگليسى آن تحت عنوان هنر رايحه درمانى توسط انتشارات هنرهاى درمانى
Rochester Vermont
در سال 1982 ميلادى منتشر شده است ) ، آغاز شد . امروزه در فرانسه ، رايحهدرمانى با وجود پزشكان مجرّبى مانند پروفسور
Pradal
، دكتر
Girault
و دكتر
Belaiche
از دايره پزشكى ، دكتر
Lamblin
هامش
( 1 )Dictionnaire des Drogues Simples-
( 2 )Aromatherapie