نيز گسترش يافت و تمدّن اسلامى به درجه بىمانندى از پيشرفت نائل شد .
فلاسفهء اسلامى خود را وقف صنعت قديمى كيمياگرى كردند كه منشأ آن به يكى از خدايان مصرى يعنى
Tehuti
نسبت داده مىشود . آنها استفاده از گياهان معطّر در داروسازى و عطرسازى را از نو زنده ساخته ، روشهاى استفاده از آنها را تكميل كردند .
به عنوان نمونه فيلسوف بزرگ ، پورسينا ، مارپيچ مبرّدى ساخت كه تحولى شگرف در صنعت تقطير مىباشد .
كيمياگرى كه احتمالا به وسيله سربازان جنگهاى صليبى و هنگام بازگشت آنان از ارض مقدس ( اورشليم ) به اروپا وارد شد ، در آغاز پژوهشى روحانى و معنوى بود و پژوهشهاى گوناگونى كه توسط فردى متخصص انجام مىشد ، نمادى از جرياناتى بود كه درون آن فرد رخ مىداد . در آن زمان تقطير سمبلى از پاكسازى و تمركز قواى معنوى به شمار مىرفت .
از ديدگاه كيمياگر ، همه چيز از ماسه و سنگ گرفته تا گياهان و مردم ، از كالبد فيزيكى ، روان و روح ساخته شده است . بر مبناى اصل اساسى " حل شدن و فشرده شدن " « 1 » ، فن كيمياگرى شامل كالبد فيزيكى فناپذير و همچنين روح و روان فشردهاى است كه دومى دربرگيرندهء همه توانايىهاى شفابخش جوهر وجودى « 2 » مىباشد . به همين دليل هم كيمياگران به قدرى ماده را تقطير مىكردند تا تمام ناخالصىهاى آن از بين برود و بدين ترتيب فرآوردههاى نهايى داروهاى بسيار مؤثرى بودند .
با گسترش اين فن مرموز ، مواد بيشترى جهت استخراج اسانس مورد استفاده قرار گرفتند و عصارههاى حاصل ، قرنها به عنوان پايه بيشتر داروها و يا به تنهايى به عنوان دارو جهت درمان بيمارىهاى همگانى محسوب مىشدند .
دوره رنسانس ، تنزّل و تولّد دوباره
طى دوران رنسانس ، استفاده از اسانسها ، در عطرسازى و تهيه فرآوردههاى آرايشى گسترش يافت . با پيشرفت گسترده شيمى و تقطير ، توليد اكسير ، مرهم ، عرقيّات ، روغنهاى
هامش
( 1 ) - حل و عقد . / م
( 2 ) - پنجمين و بالاترين عنصر وجود كه به نام اثير خوانده مىشود . / م