خون از اينجا جارى مىشود - دست به ريش او كشيد . بود همان طورى كه خبر داده بود . اين لفظ خوارزمى است « 1 » .
« حمير ثمود » ( احمر ثمود ) لقب « قدّار بن سالف » نحركننده ناقه صالح است « 2 » و قاتل على بن ابى طالب ( عليه السلام ) ابن ملجم مرادى است « 3 » .
حاكم در « مستدرك الصحيحين » از « حيان اسدى » روايت كرده كه گفت :
على ( عليه السلام ) مىفرمود رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلَّم به من خبر داد كه به زودى بعد از در گذشت من امت من با تو نيرنگ خواهند كرد و تو بر ملت و دين من زنده خواهى ماند و بر سنت من كشته خواهى شد ، هر كس تو را دوست بدارد ، مرا دوست داشته است و هر كس ترا دشمن بدارد ، مرا دشمن داشته و به زودى اين - اشاره به محاسن - به وسيله اين - اشاره به فرق سر - خضاب مىشود « 4 » .
ابو داود طيالسى « 5 » در مسندش به سند خود از « زبيد بن وهب » روايت كرده كه گفت : بزرگ خوارج نزد على ( عليه السلام ) آمد و گفت : از خدا بترس - اين قدر خون مريز - آخر تو هم خواهى مرد ، فرمود : نه ، به آن خدائى سوگند كه دانه ها را مىشكافد و انسانها را مىآفريند من نمىميرم ، بلكه كشته مىشود و اين - اشاره به محاسنش - با ضربتى كه به اين - اشاره به فرق سرش - مىزنند ، خضاب مىگردد ، اين قضائى است حتمى و زيانكار است آن كس كه افتراء ببندد .
ابن سعد در طبقات دو روايت در اين باره آورده كه دوميش اين است كه :
ام جعفر سريّه روايت كرده كه گفت : من آب به دست على ( عليه السلام ) مىريختم ناگهان سر به آسمان بلند كرد و ريش خود را با دست گرفته تا برابر بينى بالا آورده و به
هامش
« 1 » مسلم ، صحيح ، ج 2 ، ص 745 .
« 2 » طريحى ، مجمع البحرين ، ماده حمر .
« 3 » مسلم ، صحيح ، ج 2 ، ص 745 - تاريخ ابن عساكر ، ج 3 ، ص 285 .
« 4 » حاكم ، مستدرك الصحيحين ، ج 3 ، ص 142 .
« 5 » ابو داود طيالسى ، ج 1 ، ص 23 .