« علىّ مع الحقّ و الحقّ مع علىّ و لن يفترقا حتّى يردا علىّ الحوض يوم القيامة » « 1 » . حافظ ابن عساكر با سند خود از « مالك بن جعونه » از ام سلمه روايت كرده است كه گفت : « و الله انّ عليا مع الحقّ قبل اليوم و بعد اليوم عهدا معهودا و قضاء مقضيا » « 2 » .
( به خدا سوگند كه على بر حق است پيش از امروز و بعد از امروز و اين پيمانى مستحكم و حكمى روا شده است ) .
باز طبق نقل ابن عساكر ، ام سلمه ام المؤمنين به ابو ثابت فرمود : سوگند به خدائى كه جانم در دست قدرت اوست ، از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلَّم شنيدم كه مىفرمود :
« علىّ مع الحقّ و الحقّ مع علىّ و القرآن مع علىّ و لن يفترقا حتّى يردا علىّ الحوض »
« 3 » . على با حق و قرآن است و حق و قرآن نيز با على است و از همديگر جدا نشوند تا ( روز قيامت ) سر حوض بر من وارد شوند . ( 1 ) از آن جمله روايتى است كه ابى بكر احمد بن موسى بن مردويه به سند خود از « اصبغ بن نباته » روايت كرده كه گفت : چون زيد بن صوحان در جنگ جمل به شدت زخمى شد و از پشت اسب به زمين افتاد على ( عليه السلام ) بر بالين او آمد و هنوز نيمه جانى از او مانده بود فرمود : اى زيد رحمت خدا بر تو باد به خدا قسم من ترا نشناختم مگر اين كه مئونه و مشقت و تعلقات دنيوى تو اندك بود و معاونت و كمك كردن تو در دين بسيار بود .
همان موقع ، زيد سر خود را به جانب آن حضرت برداشت و گفت : تو مولاى من هستى و خدا به تو جزاى خير بدهد و الله نشناختم ترا مگر اين كه به خدا عالم و به آيات او عارف بوديد ، به خدا سوگند كه به همراهى تو با دشمنان تو از روى جهل
هامش
« 1 » تاريخ بغداد ، ج 14 ، ص 321 .
« 2 » ابن عساكر ، تاريخ دمشق ، ج 3 ، ص 4 - 153 .
« 3 » ابن عساكر ، تاريخ دمشق ، ج 3 ، ص 4 - 153 .