مأمون : آيا نه اين است كه به گمان تو اندوه ابو بكر در راه خشنودى خدا بوده است ؟
اسحاق : بلى چنين است .
مأمون : آيا نمىبينى كه قرآن كريم شهادت مىدهد بر اين كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلَّم ابو بكر را از حزن منع فرمود : * ( لا تَحْزَنْ » ) * ! اسحاق : پناه مىبرم به خدا ! مأمون : اى اسحاق ، مذهب من رفق و ملايمت با توست شايد خداوند ترا به سوى حق بر گرداند و از باطل عدول دهد به سبب بسيارى استعاذه تو « 1 » .
اكنون مرا خبر بده از معنى : * ( فَأَنْزَلَ الله سَكِينَتَه عَلَيْه ) * « 2 » مقصود پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلَّم است يا ابو بكر ؟
اسحاق : مقصود رسول خداست .
مأمون : درست گفتى اينك معنى اين آيه را بيان كن :
* ( وَيَوْمَ حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ ) * - تا - * ( ثُمَّ أَنْزَلَ الله سَكِينَتَه عَلى رَسُولِه وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ ) * « 3 » مىدانى خداوند از مؤمنان در اين آيه چه كسانى را قصد كرده است ؟
اسحاق : نه اى امير المؤمنين .
مأمون : در غزوهء حنين كه لشكر مسلمين ضعف پيدا كرده و به جز چند نفر از بنى هاشم همه رو به فرار گذاشتند و با رسول خدا تنها هفت نفر باقى مانده بود على در پيش روى پيامبر شمشير مىزد و عباس از لگام استر آن حضرت گرفته بود و پنج نفر ديگر به اطراف پيغمبر پيوسته دور مىزدند و آن حضرت را از خطرهاى دشمن
هامش
« 1 » اسحاق در برابر اشتباهات و خطاهايى كه مأمون از وى مىگرفت جمله : اعوذ باللَّه را به زبان مىآورد .
« 2 » سوره توبه ، آيه 40 .
« 3 » سوره توبه ، آيه هاى 25 و 26 .