تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي ) — صفحة 378

مساهمون:

ص٣٧٨
جنس را بخرد مثل ان كه بفروشد بيست من كندم را بپول وبعوض ان پول بيست ودو من كندم از خريدار بخرد ( 3 ) ان كه هر يك ان جنس خود را بديگرى ببخشد اما بايد بعنوان هبه معوضه نباشد ( 4 ) اين كه زيادتى را ببخشد مثل ان كه بيست من كندم را بيست من بفروشد وخريدار دو من زيادتى را ببايع ببخشد بشرط ان كه در وقت فروختن بيست من شرط زيادة نشود بر سبيل بخشيدن " پنجم " ان كه هر يك از طرفين جنس خود را بديگرى بقرض دهند بعد از ان يكديگر را ابراء كنند " سيزدهم " بدان كه ربا در چند مقام حرام نيست ( 1 ) بلكه در معامله ما بين پدر وفرزند صلبي اگر چه دختر باشد لكن أحوط اقتصار بر پسر است واما ميان مادر وفرزند يا ميان پدر وفرزند رضاعي ربا خواهد بود وهم چنين است ميانه جد وفرزند فرزند بنابر أحوط اگر چه فرزند فرزند بفرزند صلبي خالى از قوة نيست ( 2 ) ميان زن وشوهر ولكن در متعه مشكل است بلكه جريان ربا خالى از قوة نيست ( 3 ) در ميان آقا وبنده ( 4 ) در ميان مسلمان وكافر حربي بشرط اى كه از حربي زيادة بكيرد " واما ربا دادن بان جايز نيست بخلاف غير حربي كه مطلقا جايز نيست اگر چه يهود ونصارى باشند " چهاردهم " بعض از علماء بر انند كه ربا همين در خريد وفروش است ودر ساير مواقع نيست وبعض از محققين بر انند كه در معاوضه نيز جارى است وبعض در صلح نيز كفته اند اگر چه مشهور آنست كه در معاوضه وصلح ربا نيست لكن دليل جماعتى كه كفته اند ربا در انها جارى است قوت دارد پس بايد احتياط بعمل أورد والله العالم ( فصل دهم در بيع صرف است ) يعنى فروختن طلا بطلا ونقره بنقره يا نقره بطلا يا طلا بنقره ومشتمل است بر چند مسئلة " أول " بدان كه شرط است در فروختن طلا بطلا يا نقره بنقره يا أحدهما بديگرى كه در همان مجلسي كه خريد وفروش مىشود هر يك از مبيع وقيمت كرفته شوند واگر طلا بطلا يا نقره بنقره فروخته شود بعلاوة شرط است كه زيادتى در يك كدام هم نباشد تا ربا لازم نيايد وفرقي نيست در اين مقام ما بين اين كه عوضين هر دو يا أحدهما مسكوك باشند يا هيچ كدام مسكوك نباشند يا يكى درست باشد وديگرى شكسته يا أحدهما بسيار خوب باشد وديگرى بان خوبي نباشد واما هر گاه طلا ونقره روى هم بطلا ونقره ديگر با هم فروخته شود اگر چه دو طلا ودو نقره با هم مساوى نباشند عيبى ندارد وربا نمىشود بلى شرط قبض