Skip to main content

غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي ) — Page 271

Contributors:

P.271
آن مال صامت ضايعى است كه كافلى نداشته باشد وفرق ما بين آن ومجهول المالك اعتبار صدق ضياع است در آن پس آنچه از دست سارق يا غاصب گرفته مىشود داخل در لقطه نيست بلكه مجهول المالك است وهم چنين اگر در مسجد يا حمام يا نحو آن كفش يا لباس أو عوض شود آنچه مانده داخل در عنوان لقطه نيست بلكه مجهول المالك است پس اگر بداند كه صاحب آنچه مانده همان است كه مال أو را برده است عمدا يا جهلا ميتواند بعنوان مقاصة در آن تصرف كند با ملاحظه تفاوت واگر نميداند بايد حكم مجهول المالك را بر آن جارى كند ومظه در اين باب كافى نيست بلى اگر در يد كسى باشد وأو اخبار كند بعيد نيست كفايت آن مثل آنكه كفش خود را بكفش دار داد وأو كفشى گذاشت وگفت صاحب اين كفش كفش تو را برداشته است مىشود گفت كه چون ذو اليد است قول أو در اين باب معتبر است وأحوط مع ذلك اجراء حكم مجهول المالك است وعلى اى حال داخل در عنوان لقطه نيست پس محتاج بتعريف سنه نيست خلافا لما عن القواعد والتحرير والتذكرة والدروس من وجوب التعريف الا مع القرينة على آن المالك تركه عوضا عما اخذه من ماله وفيه ما عرفت من عدم صدق الضياع المعتبر في موضوع اللقطة ولقطه اگر كمتر از درهم باشد در غير حرم جايز است اخذ وانتفاع بان بدون تعريف بدون اشكال وخلافى هم در آن نيست بلكه جايز است تملك آن نيز بدون خلاف واز تذكره اجماع بر آن نقل شده است قال لا يجب تعريفه ويجوز تملكه في الحال عند علمائنا أجمع ودلالت مىكند بر آن جمله از اخبار نيز بلكه ظاهر بعض آنها ملكيت قهرية است لكن أقوى توقف تملك است بر نيت پس اگر قصد كند حفظ از براي مالك را مالك نميشود بلى جايز است تملك آن اگر چه از أول قصد حفظ كرده باشد واگر مالك آن پيدا شود قبل از تملك واجب است رد باو واگر تلف شود پيش از آن ضامن نيست واما اگر بعد تملك مالك پيدا شود آيا واجب است دفع عين يا عوض آن أقوال است محكي از مشهور عدم ضمان وعدم وجوب دفع عين است واز حلى نقل شده است وجوب رد عين بابقا وعدم ضمان بر فرض تلف آن واز بعضي نقل شده است وجوب قيمة اگر چه عين موجود باشد ومستفاد از بعضي وجوب رد عين است بابقاء وعوض آن بر تقدير تلف وأين قول أحوط است واما اگر در حرم باشد پس در جواز اخذ ودر جواز تملك آن خلاف است مستفاد از بعضي عدم جواز اخذ آن است مطلقا واز بعضي عدم جواز بنية تملك
غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي ) — Page 271 | الشيخ عباس القمي / القمي / السيد محمد كاظم الطباطبائي اليزدي