Skip to main content

غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي ) — Page 240

Contributors:

P.240
بسم الله الرحمن الرحيم
كتاب الحوالة وآن عبارت است از آنكه مديون طلبكار خود را احاله بديگرى كند كه طلب خود را از أو بگيرد پس حواله كننده را محيل گويند وديگرى كه بر أو حواله شده محال عليه وطلبكار كه براي أو حواله شده محتال گويند ودر آن چند باب است
( باب أول ) در شرايط حواله علاوة از بلوغ وعقل واختيار وسفيه نبودن در محيل ومحال عليه ومحتال ومحجور نبودن بفلس در محتال ومحال عليه بلكه در محيل نيز مگر در صورتيكه حواله كند بر كسيكه از أو طلب ندارد كه حواله مفلس عيبى ندارد زيرا كه نظير قرض گرفتن است وآن چند چيز است " أول " عقد حواله بايجاب محيل وقبول محتال كه اين دو از أركان عقد ميباشند اما قبول محال عليه جزء عقد نيست اگر چه رضاى أو را مطلقا معتبر بدانيم يا در خصوص مورديكه مديون محيل نباشد رضاى أو شرط باشد ومحتمل است كه قبول أو را نيز جزء بدانيم كه عقد حواله مركب باشد از ايجاب ودو قبول وبنابر مشهود حواله را از عقود لازمه ميشمارند پس معتبر است در عقد آن آنچه در ساير عقود لازمه معتبر است از موالات بين ايجاب وقبول ونحو آن پس بنابر اين بايد هر سه نفر حاضر باشند وبا غايب بودن يكى از آنها بآنكه براي محل عليه بنويسد كه فلان مبلغ بفلان بده صحيح نيست ولكن بنظر اين خادم شريعت مطهره قوت دارد كه حواله از عقود نباشد بلكه از ايقاعات باشد كه محيل أنشأ ميكند نهايت آنكه رضاى محتال على اى حال ورضاى محال عليه در بعض أحوال در صحت ايقاع أو معتبر است پس حواله نوعي از وفاء دين است اگر چه موجب انتقال دين از ذمه أو بذمه