تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
عامل والا بلا اشكال مخير است بين اجبار وبين فسخ عقد ونميتوان از جانب أو كسى را أجير نمود بلى در صورتيكه اعتبار مباشرت بنحو شرط باشد نه بقيد مالك مىتواند اسقاط حق الشرط كند واز جانب عامل اجيرى بگيرد
( مسألة 27 ) در صورتيكه قيد مباشرت بعمل نشده باشد جايز است كسى تبرعا از جانب عامل زحمات باغ را متحمل شود بلكه بدون قصد تبرع نيز كافى است بلكه اگر قصد تبرع از جانب مالك بنمايد نيز ضرر ندارد اگر چه خالى از اشكال نيست پس حق عامل از ميوه ساقط نمىشود وهم چنين در صورتيكه بامدن باران باغ محتاج باب نباشد پس چاه كندن يا پاك كردن آن ونحو آنها از اعمال باغبانى حاجت نشود بخصوص هر گاه بحسب عادت غالبا چنين باشد كه حق باغبان ساقط نمىشود پس فرق است بين ما نحن فيه وبين آنكه دلاكى را أجير كند براي كندن دندانى وان دندان خودش بيفتد كه اجاره باطل مىشود واجير مستحق اجرت نيست بواسطة آنكه كارى نكرده بخلاف باغبان كه ساير كارهاى باغبانى را بجا مىآورد بلى در صورتيكه هيچ كار ديگر بغير آب دادن بر عهده باغبان نباشد وبباران ونحو آن از آب مستغنى شود مستحق بودن أو از ميوه مشكل است زيرا كه كارى بإزاء آن نكرده
( مسألة 28 ) هر گاه سبب آنكه باغبان از تمام كردن كار امتناع نموده مالك عقد را فسخ كند تمام ميوه مختص مالك است وبايد أجرة المثل كارهائيكه باغبان عمل كرده بدهد وأين در صورتي است كه پيش از ظهور ميوه فسخ كند بخلاف آنكه بعد از ظهور آن فسخ نمايد كه عامل مستحق تمام حصه اوست كه قرار داده اند ولكن بايد أجرة المثل تتمه عمل را تا زمان رسيدن ميوه بمالك بدهد در صورتيكه مالك راضى شود كه حصه باغبان از ميوه بدرخت بماند تا برسد والا مالك مىتواند بعد از فسخ أو را اجبار كند كه بقدر حصه خود همان وقت بچيند مگر آنكه أصلا قيمت نداشته باشد كه محتمل است حال آن حال پيش از ظهور باشد
( مسألة 29 ) گذشت در صورتيكه باغبان ترك باغبانى نمايد مالك را مىرسد كه فسخ عقد مساقات نكند وكسى را عوض أو أجير كند كه زحمات آن را متحمل شود وأجرت أو را از باغبان بگيرد مطلقا يا در خصوص صورتيكه رجوع بحاكم متعذر باشد لكن از بعض علماء ظاهر مىشود كه معتبر است در جواز گرفتن اجرت أجير از باغبان آنكه شاهد بگيرد كه از جانب أو أجير گرفته والا نمىتواند از أو بگيرد حتى آنكه بر فرض عدم اشهاد بينه وبين الله هم حق مطالبه از أو ندارد ولى أقوى آنستكه شاهد گرفتن براي اثبات حق اوست در ظاهر نه