كدام از هر جهت بهر عنواني از ربح كسب يا زرع يا ارث يا وصيت ونحو آنها مالك شوند مشترك
باشد بين هر دو وهر غرامتى بر هر كدام وارد شود بر هر دو باشد پس منحصر است شركت عقديه صحيحه
بشركت در أعيان مملوكه كه آن را شركة العنان گويند
( مسألة 2 ) اگر دو نفر را براي يك عمل أجير
كند باجرت معينه صحيح است وأجرت را بايد بالنسبة بعمل هر كدام قسمت نمايند ما بين خودشان
وضرر ندارد كه حصه هر كدام وقت عقد اجاره مجهول است زيرا كه معلوميت مجموع عمل هر دو كافى
است وأين از شركت اعمالي كه باطل است نيست بلكه از شركت أموال است مثل آنكه أجير كند هر
كدام را براي عملي وبإزاء اجرت آنها يك چيز بدهد واگر مقدار عمل هر يك مشتبه باشد ومحتمل باشد
تساوى كار آندو بايد حمل بر آن نمود واگر معلوم باشد كه عمل يكى بيشتر بوده ومقدار زايد معلوم
نباشد محتمل است تعيين شود بقرعه ومحتمل است صلح قهري
( مسألة 3 ) اگر دو نفر با هم درخت
مباحى از زمين كندند يا ظرف آبى برداشتند يا نصف شبكه براي صيد ما هي يا غير آن نمودند يا زمين
مواتى را با هم احياء نمودند پس هر يك از آنها نصف منفعت خود را تمليك ديگرى نموده بنصف منفعت
أو هر دو با هم شريك خواهند شد بالتساوي والا هر كدام مستحق مقدار عمل خود مىباشند ولو بحسب
قوة وضعف واگر عمل هر يك مشتبه وتساوى آن محتمل باشد حمل بر آن نمايد واگر بداند كه عمل يكى
بيشتر بوده ومعلوم نباشد چه قدر است محتمل است بقرعه معين كنند ومحتمل است صلح قهري
وبعضى احتمال داده اند كه مطلقا بالسوية تنصيف شود ولكن مشكل است
( مسألة 4 ) ظاهر كلمات
علماء آن است كه معتبر است در شركت عقديه علاوة از ايجاب وقبول وبلوغ وعقل واختيار وممنوع
نبودن از تصرف بسبب فلس يا سفه آنكه ملكين را ممزوج بيكديگر نمايند پيش از عقد يا بعد از آن
بطورى كه از يكديگر ممتاز نباشد خواه مال الشركة پول باشد يا جنس بلكه بعضي معتبر دانسته اند
كه هر دو از يك جنس وبيك وصف باشند واظهر عدم اعتبار آن است بلكه مخلوط شدن كه تميز داده
نشود كافى است مثل آنكه آرد گندم را بارد جو ونحو آن ممزوج نمايند يا نوعي از گندم بنوع ديگر آن
مخلوط كنند بلكه دور نيست كفايت خلط كردن گندم بجو بلكه اگر ظهور اجماع در اعتبار خلط
نبود ممكن بود منع اعتبار آن ولكن در غير صورت امتزاج كه قدر متيقن است احتياط كنند بانكه
هر كدام مثلا نصف مال خود را بنصف مال ديگرى بفروشد يا صلح كند يا هبه نمايد ونحو آنها تأبى