Skip to main content

غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي ) — Page 196

Contributors:

P.196
بعين است وگاهى بمنفعت وگاهى بحق وگاهى شركت بنحو اشاعه است كه هر كدام مثلا نصف مشاع آن را مالك مىباشند وگاهى بنحو كلى في المعين وگاهى بنحوي است كه هر كدام از شريكين يا شركاء مستقل در تصرف آن مىباشند مثل شركت فقراء در زكاة وسادات در خمس وموقوف عليهم در أوقاف عامه ونحو آنها
( مسألة 1 ) شركت عقديه صحيح نيست مگر در أموال بلكه أعيان وصحيح نيست شركت در ديون پس اگر دو نفر هر كدام مبلغى از كسى طلب داشته باشند دو نفر طلبكار نمىتوانند عقد شركت نمايند در طلب خودشان كه آنچه از مديون وصول نمايند بين آن دو نفر مشترك باشد وأين عقد صحيح نيست وهم چنين صحيح نيست عقد شركت در منافع بانكه مثلا دو نفر هر كدام خانه داشته باشند وعقد كنند كه منفعت هر دو خانه مشترك باشد ميان دو نفر بنصف مثلا واگر بخواهند اين عمل را بنحو صحيح بنمايند بصلح ممكن است كه هر كدام نصف منفعت خانه خود را بديگرى صلح كند بنصف منفعت خانه ديگرى يا آنكه نصف منفعت خانه خود صلح كند بديگرى بيك دينار وديگرى نيز نصف منفعت خانه خود را باو صلح كند بهمان دينار وهم چنين صحيح نيست شركت اعمال كه شركت ابدانش نيز گويند باين نحو كه عقد شركت كنند ما بين خود كه اجرت عمل هر كدام مشترك باشد خواه عمل هر دو با يكديگر متفق باشند مثل خياطى يا دلاكى ونحو آنها يا آنكه عمل يكى خياطى وعمل ديگرى مثلا دلاكى باشد خواه در عمل معينى شريك شوند خواه در هر عملي بنمايند كه هيچ كدام صحيح نيست واگر بخواهند صحيح شود هر كدام نصف منفعت عمل معين خود را يا نصف منافع خود را تا مدت معين مصالحه كند بنصف منفعت عمل معين يا بنصف منافع ديگرى يا آنكه مصالحه كند نصف منفعت خود را بديگرى بعوض معين وانديگرى نيز نصف منفعت خود را صلح كند بمصالح أول بهمان عوض وهم چنين صحيح نيست شركت وجوه بانكه دو نفر آبرودار كه مال نداشته باشند با يكديگر بعقد شريك شوند كه هر كدام آنها مالي را بذمه خود بخرند كه تا مدت فلانى أداء نمايند ومبيع هر دو مال هر دو باشد بالاشتراك پس هر دو مبيع را با هم بفروشند وثمن بيع را ادا نمايند وانچه بان معامله ربح پيدا شود شريك باشند وهر گاه بخواهند بطور صحيح واقع شود هر يك ديگرى را وكيل نمايد در شراء پس هر يك جنسي را بخرند بثمن معين در ذمه هر دو وهم چنين باطل است شركت مفاوضه بانكه مثلا دو نفر شريك شوند كه آنچه هر