باقي ماندن منفعت آن مدت بملك مشترى بر فرض آنكه بيع را بيكي از أسباب فسخ كنند بخلاف
آنكه بگوئيم اجاره بخريدن عين باطل مىشود " سيم " آنكه اگر مستأجر بعد از خريدن عين وپيش
از انقضاء مدت اجاره بميرد زوجه اش از منفعت آن ارث مىبرد هر چند عين از عقار باشد كه
زوجه از آن ارث نمىبرد بخلاف آنكه ببطلان اجاره قائل باشيم " چهارم " آنكه اگر عين بعد از قبض
وپيش از انقضا مدت اجاره تلف شود مشترى مىتواند رجوع كند بموجر نسبت بمقدار منفعت
آنزمان اگر چه تلف عين بر مشترى باشد
( مسألة 2 ) اگر صيغه بيع وصيغه اجاره در يك زمان جارى
شود مثل آنكه خودش عين را بفروشد واتفاقا همان وقت وكيل أو عين را بديگرى اجازه دهد ايا هر دو
صحيح است ومشترى عين را در انمدت مسلوب المنفعة مالك مىشود يا هر دو باطل مىباشد بسبب تزاحم
در ملك منفعت يا هر دو باطل باشند نسبت بتمليك منفعت وبيع نسبت بغير منفعت انمدت صحيح باشد
ومشترى مسلوب المنفعة مالك شود ومنفعت مدت بملك بايع باقي بماند وجوهيست أقوى صحت هر دو
است زيرا كه مزاحمتى در تمليك منفعت نيست ومشترى منفعت عين را بالتبع مالك مىشود بلى مشترى
خيار فسخ دارد بتفصيلكه گذشت
( مسألة 3 ) اجاره باطل نمىشود بموت موجر ونه بموت مستأجر بنابر
أقوى بلى عين موقوفه را اگر بطن سابق اجاره دهد وبميرد باطل مىشود زيرا كه منفعت انمدت از بطن
لا حقست زيرا كه بطن سابق ما دام الحياة مالك است نظير آنكه منفعت عيني بوصيت ديگرى ما دام
الحياة براي موجر باشد ملكيت أو محدود بحيات است پس اگر اجاره دهد بموت أو باطل مىشود وهر گاه
متولى وقف آن را با ملاحظه مصلحت موقوف عليهم تا مدتي اجاره دهد نه بمردن متولى باطل مىشود ونه
بمردن بطن موجود حال اجاره وهر گاه كسى خود را أجير ديگرى كند براي خدمت يا غير آن تا مدتي
وبين مدت بميرد اجاره باطل مىشود زيرا كه محلى براي اجاره باقي نمانده وهم چنين است اگر مستأجر
بميرد در صورتيكه أو را أجير كرده باشد براي خدمت خود يا عمل ديگر كه متعلق بخود أو است وهر گاه
أجير شده باشد براي عملي در ذمه خود بمردن موجر باطل نمىشود بلكه تتمه انعمل را از تركه أو استيفا
نمايند وهم چنين اگر اجيرش كرده باشد براي عملي كه خود مستأجر محل آن عمل نباشد مثل آنكه أجير كرده
براي خدمت مسجد يا خانه ونحو آن بدون تقييد بخود أو كه بموت مستأجر باطل نمىشود ومنتقل مىشود
انعمل بوارث أو وهر گاه خانه را بكسى اجاره دهد وبر مستأجر شرط كند كه خود أو در آن سكنى