Skip to main content

غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي ) — Page 103

Contributors:

P.103
وطى أو جايز نيست وهم چنين است در صورتيكه تمامش ملك كسى باشد وبعد از تزويج شوهر بعض أو را بخرد وهر گاه شريك تحليل كند براي شريك آيا وطى أو جايز است يا نه دو قول است وأقوى جواز آن است وهم چنين وطى كنيزيكه بعض أو آزاد شده ومقدار رقيت أو را بخرد جايز نيست نه بعقد ونه بتحليل بانكه كنيز سهم حريت خود را تحليل كند بلى هر گاه مولى با كنيز مبعضه أوقات را قسمت كرده باشند بانكه مثلا يك روز را براي خود ويك روز را براي كنيز قرار داده باشند جايز است كنيز در روز نوبت خود منقطعة مولى شود هر چند خلاف احتياط است ( باب ششم ) در چيزهائى كه عارض نكاح مىشود كه عتق وبيع وطلاق باشد اما عتق پس هر گاه كنيزيرا كه شوهر داده اند آزاد شود آن كنيز مىتواند نكاح خود را فسخ كند چه شوهرش عبد باشد يا حر بنابر أقوى وظاهر آن است كه در جواز فسخ فرق نكند ميان نكاح دائم ومنقطع بلى حكم مخصوص است بصورتى كه تمام كنيز آزاد شود بخلاف آنكه بعض أو آزاد شود كه نمىتواند فسخ كند بنابر أقوى بلى اگر بعد از آن تتمه أو نيز آزاد شود آنوقت مىتواند فسخ كند ( مسألة 1 ) هر گاه كنيز مزوجه بعد از دخول باو آزاد شود شوهر مهرش را بايد بدهد بمولى يا بخودش هر طورى كه در عقد قرار داده اند ودر صورتيكه براي خودش قرار داده باشند پيش از آزادى مولى را مىرسد كه مال أو را تملك كند بخلاف بعد از ازادى واگر پيش از دخول آزاد شود آيا تمام مهر ساقط مىشود يا نصف آن يا أصلا ساقط نمىشود وجوهى است أقوى عدم سقوط است ( مسألة 2 ) اگر پيش از دخول آزاد شود وبعد از دخول فسخ كند پس اگر مهر را در عقد براي خودش قرار داده اند مال أو خواهد بود واگر براي مولى قرار داده اند يا معين نكرده باشند آيا مهرش براي خود اوست يا براي مولى دو قول است أقوى آن است كه مال مولى است زيرا كه در وقت عقد كنيز بوده ( مسألة 3 ) اگر در عقد مهرى قرار نداده باشند بانكه مفوضة المهر باشد ظاهر آن است كه حال آن بعد از تعيين حال صورتي است كه مهر را در عقد معين كرده باشند وهم چنين است اگر مفوضة البضع باشد وبعد از دخول وتعيين مهر آزاد شود بخلاف صورتيكه پيش از دخول آزاد شود كه ظاهر آن است كه مهر مال خود كنيز باشد ( مسألة 4 ) هر گاه كنيز در عده رجعيه آزاد شود ظاهر آن است كه بتواند فسخ كند
غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي ) — Page 103 | الشيخ عباس القمي / القمي / السيد محمد كاظم الطباطبائي اليزدي