Skip to main content

غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي ) — Page 100

Contributors:

P.100
دو از يك مالك باشند طفل آنها نيز ملك مالك أبوين است واگر هر كدام مالك عليحده داشته باشد طفل ما بين مالكين بالسوية قسمت مىشود مگر آنكه مالكين با يكديگر قرار داده باشند كه طفل را بتفاوت مالك شوند يا آنكه مختص يك كدام باشد واينها در صورتي است كه عقد آنها باذن هر دو مولى يا بدون اذن هر دو واقع شده باشد وهر گاه يكي از دو مولى اذن داده وديگرى اذن نداده باشد باز هم ظاهر آن است كه طفل ما بين هر دو قسمت شود ولكن مشهور علماء برانند كه در اين صورت ولد مال مولائي است كه اذن نداده وهم چنين ولد ما بين اندو مشترك است در صورتيكه مباشرت اندو نفر هر دو از روى شبهه باشد چه با عقد يا بدون آن واگر كنيز مشتبه وغلام ملتفت باشد ظاهر آن است كه بدون خلاف طفل ملك مولاي كنيز باشد چه از طرف كنيز هم شبهه يا بزنا باشد ( مسألة 9 ) هر گاه يكي از پدر ومادر حر باشند طفل آنها حر است وهر گاه در ضمن عقد نكاح يا عقد خارج لازم شرط رقيت طفل نمايند اين شرط صحيح نيست بنابر أقوى وفساد شرط عقد را فاسد نمىكند بنابر أقوى هر چند محتمل است بگوئيم كه شرط فاسد در خصوص نكاح مفسد عقد است در صورتيكه صاحب شرط جاهل بفساد شرط باشد زيرا كه در ساير عقود تخلف شرط تدارك مىشود بخيار ودر نكاح خيار اشتراط نيست بلى با علم بفساد شرط مفسد عقد نيست وحال نكاح حال ساير عقود است ( مسألة 10 ) هر گاه حر كنيزيرا بي اذن مولى تزويج كند وطى أو حرام است هر چند بتوقع اجازه كرده باشد واگر مولى عقد را اجازه كند كشف مىكند كه از أول صحيح واقع شده بنابر أقوى پس هر گاه قبل از اجازه با أو وطى كند مهر أو را بايد بدهد واگر طفلي از آنها متولد شود آزاد است وحد زنا باو نمىزنند هر چند با علم بحرمت با أو وطى كند بلكه تعزيرش كنند واگر مىدانسته كه مولى اجازه خواهد كرد ظاهر آن است كه فعل أو حرام نباشد وتعزير هم نداشته باشد وهر گاه مولى عقد را اجازه نكند معلوم مىشود كه تزويج از أول باطل بوده پس اگر با علم بحرمت وبطلان ومشتبه نبودن از جهات ديگر با أو وطى كند حد زنا باو زنند وبدخول مهر أو را بايد بدهد هر چند كنيز هم بطلان عقد را بداند بنابر أقوى وأيا مهر المسمى بايد بدهد يا مهر المثل يا عشر قيمت كنيز بر فرض آنكه بكر باشد ونصف عشر اگر ثيبه باشد چند قول است وأقوى قول أخير است وهر گاه طفلى از آنها متولد شود ملك مولاي كنيز خواهد بود بخلاف صورتيكه جاهل بحكم بوده
غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي ) — Page 100 | الشيخ عباس القمي / القمي / السيد محمد كاظم الطباطبائي اليزدي