تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي ) — صفحة 541

مساهمون:

ص٥٤١
بسم الله الرحمن الرحيم كتاب الاعتكاف ودر ان يك مقدمه ودو باب است ( اما مقدمه ) در بيان فضيلت اعتكاف وان سنت مؤكد است بمقتضاى آيات واخبار بسيار وحضرت رسول صلى الله عليه وآله هميشه در دهه اخر رمضان اعتكاف مىنموده اند مگر در ساليكه جنگ بدر در ان واقع شد ودر سال بعد از ان قضاى آن را بعمل أورده اند واز انحضرت منقول است كه اعتكاف دهه اخر رمضان برابر است با دو حج ودو عمره ومراد باعتكاف ماندن در مسجد است بقصد عبادت بلكه بعيد نيست كافى باشد قصد خود ماندن كه عبادت است هر چند در نيت قصد عبادت ديگر نداشته باشد لكن خلاف احتياط است واعتكاف صحيح است در هر زماني كه روزه در ان صحيح باشد وأفضل أوقات ان شهر رمضان است بخصوص دهه اخر ان واعتكاف دو قسم است واجب ومندوب واعتكاف واجب در صورتي است كه بنذر يا عهد يا قسم بر خود واجب كرده يا بشرط در ضمن العقد يا باجاره ونحو انها ملتزم بان شده باشد پس در أصل شرع مستحب است وبالعرض واجب مىشود وجايز است اعتكاف براي خود يا بنيابت از ميت وأيا جايز است بنيابت زنده بعمل أورد يا نه دو قول است وجواز ان بعيد نيست بلكه أقوى است وضرر ندارد اعتبار روزه در ان با انكه روزه را بنيابت زنده نمىتوان بعمل أورد زيرا كه اعتبار روزه در ان تبعي است نظير اعتبار نماز در طواف كه جايز است طواف از حي با انكه نماز هم بنيابت زنده مشروع نيست
( باب أول در شرايط صحت اعتكاف وان چند چيز است ) ( أول ) ايمان واعتكاف غير مؤمن باطل است ( دويم ) عقل پس صحيح نيست از مجنون هر چند ادوارى باشد كه در وقت جنون أو باطل است وهم چنين باطل است اعتكاف مست وغير أو از كسانيكه فاقد العقل باشند ( سيم ) قصد قربت مثل ساير عبادات ومعتبر است در ان تعيين ولو بنحو اجمال
غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي ) — صفحة 541 | الشيخ عباس القمي / القمي / السيد محمد كاظم الطباطبائي اليزدي