تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي ) — صفحة 516

مساهمون:

ص٥١٦
كند در خصوص شهر رمضان بخلاف غير آن از روزه واجب موسع ومعين كه امساك بقيه روز واجب نيست هر چند در واجب معين أحوط است
( مسألة 6 ) بر روزه دار جايز نيست اختيارا جائى رود كه مىداند باكراه افطارش مىدهند يا چيزى بقهر بحلقش مىريزند وبر هر دو تقدير روزه اش باطل مىشود بلكه دور نيست بطلان روزه بمجرد قصد رفتن آنجا هر چند نرود زيرا كه قصد رفتن بمنزله قصد افطار است
( مسألة 7 ) اگر بسبب نسيان روزه جماع كند باطل نمىشود واگر در أثناء عمل متذكر شود بايد فورا بيرون أورد والا قضاء وكفاره بر أو واجب است
( فصل دويم ) باكى نيست در روز روزه بمكيدن انگشتر وسنگ ريزه ونه بجاويدن طعام براي طفل يا طيور ونه بچشيدن نمك آش مثلا كه بحلق نرسد وباطل نمىشود روزه بأنها اگر بدون علم وقصد بحلق برسد قهرا يا نسيانا بخلاف صورتيكه از أول بداند كه قهرا يا نسيانا فرو مىرود كه باطل مىشود بان زيرا كه افطار عمدى محسوب است وهم چنين باكى نيست بجاويدن قندران وفرو بردن أب دهن بعد از ان هر چند طعمى در أب دهن پيدا شده باشد بشرط انكه نداند كه أنطعم از اجزاء ريزه قندران كه داخل أب دهن است حاصل شده والا فرو نبرد وباكى نيست بنشستن در أب هر گاه ارتماس نكند براي مردان وزنان هر چند بر زن كراهت دارد وباكى نيست بتر كردن لباس وگذاردن ان بر جسد وضرر ندارد مسواك كردن بچوب خشك يا تر لكن اگر مسواك را از دهن بيرون أورد با ان رطوبت ديگر داخل دهن نكند كه از رطوبت خارجيه محسوب است وبلعيدن ان جايز نيست مگر باستهلاك ان در أب دهن چنانكه باكى نيست بمكيدن زبان طفل يا زوجه در صورتيكه رطوبتى نداشته باشد وهم چنين ضرر ندارد در برگرفتن زوجه وبوسيدن أو وأمثال انها
( مسألة 1 ) اگر خون باب دهن ممزوج شود ودر ان مستهلك شود بلعيدن ان ضرر ندارد بنابر أقوى وهم چنين غير خون از چيزهاى حرام يا حلال وظاهر ان است كه جايز نباشد عمدا آن را باب دهن ممزوج واستهلاك كند براي بلعيدن چه چيزهاى حرام باشد مثل خون يا حلال مثل أب وانچه ذكر شد در أول مسألة در صورتي است كه از باب اتفاق ممزوج شده باشد
( فصل سيم ) بدان كه براي روزه دار چند چيز مكروه است ( أول ) مباشرت زنان بماليدن بدن ببدن ايشان وبوسه وبازى كردن بخصوص براي كسيكه بأنها شهوتش حركت كند بشرط انكه قصد انزال نداشته باشد وعادتش بانزال بمثل انها نباشد والا در روزه واجب معين حرام است ( دويم ) سرمه