كسيكه يقين بجنابت دارد ويقين بغسل كردن ندارد در حكم جنب است در احكام مذكوره
( مسألة 60 ) بعض علماء ملحق كرده اند حايض ونفسا را بجنب در احكام خوابها ولكن أقوى عدم
الحاق است بلكه مناط در حايض ونفساء صدق توانى وسستى در غسل است كه هر گاه بر خواب أو
توانى صادق باشد وبخوابد وبيدار نشود تا صبح روزه اش باطل است هر چند در خواب أول باشد
واگر صادق نباشد وبيدار نشود باطل نيست اگر چه در خواب دويم يا سيم باشد
( مسألة 61 ) اگر
شك كند در عدد خوابها بنابر كمتر گذارد
( مسألة 62 ) كسيكه فراموش كند غسل جنابت را
وچند روز بگذرد وبعد از ان در عدد أيام شك كند جايز است در قضاء روزه اكتفاء كند بعدد
أيامي كه يقين دارد هر چند أحوط تحصيل يقين بفراغ است
( مسألة 63 ) غسل جنابت را جايز
است بقصد وجوب بجا أورد هر چند أول شب باشد لكن بهتر ان است كه تا پيش از نزديك صبح
بقصد وجوب غسل نكند بلكه بقصد قربت بجا أورد
( مسألة 64 ) كسيكه متمكن از غسل وتيمم
نباشد بانكه فاقد الطهورين باشد اعتبار رفع حدث جنابت يا حيض يا نفاس در صحت روزه اش
ساقط است پس روزه أو با احداث مزبوره صحيح است
( مسألة 65 ) در صحت روزه معتبر نيست
غسل مس ميت چنانچه ضرر ندارد مس ميت كند در روز
( مسألة 66 ) اگر وقت غسل وتيمم
باقي نباشد جايز نيست خود را جنب كند بلكه هر گاه وقت غسل باقي نباشد جايز نيست هر چند
وقت تيمم باقي باشد بلى اگر فحص كرده ومظنه پيدا كند ببقاء وقت غسل ومعلوم شود مضيق بوده
تيمم كند وروزه اش صحيح است واگر فحص نكرده بايد روزه را قضا كند بنابر أحوط ( نهم ) از
مفطرات اماله كردن بمايعات است هر چند براي علاج مضطر بان باشد بخلاف شياف كردن
بجامدات كه مانعى ندارد اگر چه اجتناب از ان نيز أحوط است
( مسألة 67 ) اماله هر گاه داخل
شكم نشود مجرد دخول بدبر بعيد نيست مفطر نباشد هر چند خلاف احتياط است
( مسألة 68 ) ظاهر جواز اماله كردن بچيزى است كه مايع بودن ان مشكوك باشد اگر چه ترك ان أحوط است
( دهم ) از مفطرات قى كردن است عمدا هر چند براي رفع مرض ونحو ان باشد بخلاف قى كردن
سهوى يا بدون اختيار كه مبطل نيست ومدار بر ان است كه در عرف قى بر ان صادق باشد پس بيرون
امدن مثل هسته خرما يا كرم قى شمرده نمىشود
( مسألة 69 ) اگر بآروغ زدن چيزى از حلق بيرون