امير اسماعيل وقتى عمرو را ديد برخاست و او را در بغل گرفت و احترام بسيار به او كرد . چون خبر گرفتارى عمرو به معتضد خليفه رسيد ، بسيار شاد شد ، و اسماعيل را خلعت داد ، و پادشاهى خراسان و ما وراء النهر را به دو تفويض كرد . و رسولى فرستاد ، و عمرو را از او بخواست ، و در اين باره اصرار ورزيد ، و هر چه اسماعيل از دادن وى خوددارى نمود ، مفيد واقع نشد . و او را به بغداد روان كرد ، پس از رسيدن عمرو به بغداد به فرمان خليفه او را بر شترى سوار كرده و به شهر وارد نمودند ، و به زندانش بردند ، در وقت مرگ معتضد او را خفه كردند .
گويند در وقت وفات معتضد ، وزير او قاسم بن عبد الله بن سليمان ( متوفى 291 ) ترسيد كه اگر مكتفى به خلافت رسد ، عمرو را آزاد كند ، و او از وزير انتقام بگيرد ، فرمان داد تا عمرو را در زندان خفه نمودند .
در پايان كار عمرو و گرفتارى او به دست امير اسماعيل گفتهء مورخان مختلف است ، آنچه در اينجا ايراد شد بنا بر گفتهء ذهبى در كتاب العبر است .
مدت حكومت عمرو بيست و سه سال بود و يك چشم داشت و بغايت قتال و قهار بود .
( طبرى 12 / 1194 - 13 / 2138 و 2151 ابن اثير 7 / 138 و 145 العبر 2 / 70 و 75 و 82 تاريخ سنى ملوك الارض و الانبياء 236 تاريخ بيهق 125 مختصر كتاب البلدان 313 حبيب السير 2 / 248 )
ص 108 س 4 يعقوب بن ليث صفار : شرح حالش در بيشتر از كتابهاى تاريخ به تفصيل آمده است ، و در اينجا به اختصار سرگذشت وى آورده مىشود .
يعقوب و عمرو هر دو در سيستان روى گرى مىكردند ، و بعد در سلك مطوعه در آمدند ، و به قتال خوارج و كفار مشغول شدند ، ابتداى دولت يعقوب
تاريخ بخارا ( فارسي ) — صفحة 293
مساهمون: محمد بن جعفر النرشخي
ص٢٩٣