تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى ) — صفحة 496

مساهمون:

ص٤٩٦
( 1 ) اى حفظكننده اى بسيار بلند مرتبه [ اى بسيار بلند مرتبه اى حفظكننده ] اى زنده اى به خود بر پاى اى تازه پديد آورندهء آسمانها و زمين اى صاحب بزرگى و بخشش سؤال مىكنم ترا به حق نام تو كه بزرگتر و شريفتر و عظيم‌تر است و عزيزتر و بخشنده‌تر و عدالت‌كننده و روشن‌كننده است و او نام توست . پس دعا مىكنى و اين را مىگوئى : نيست خدائى مگر خدا چه بزرگ است خدا ، نيست خدائى مگر خدا محمّد فرستادهء خداست راهنمائى كن مرا در تعبير اين كلمه منم خداى داناتر او خداست نيست خدائى مگر او كه زنده به خود بر پاى نيست خدائى مگر او كه پروردگار عرش بزرگ است . ( 2 ) پس باز براى خود دعا مىكنى و تو اين بيست و نه نام را مىخوانى و حال آنكه بايد كه راست ايستاده باشى و آن اين است : خداوندا بدرستى كه من سؤال مىكنم ترا به حق آنكه تو زنده‌اى و به خود برپائى و بخشنده‌اى و جزا دهنده‌اى و بزرگ و يگانه‌اى تنزيه مىكنم تنزيه كردنى پروردگار خود را و پروردگار عزّت و غلبه را از آنچه تعريف مىكنند مشركان و سلام و درود باد بر فرستاده‌شدگان و همهء ستايش براى خداست كه پروردگار عالميان است خداوندا و توئى صاحب بزرگى امان دهندهء « 1 » حفظكنندهء « 2 » پادشاه و صاحب همه چيز و با مملكت و صاحب بزرگى ، توئى مقدّم بر همه چيز ، هميشه ، صاحب همه چيز ، مالدار ، بخشش‌كنندهء منع‌كنندهء « 3 » عزيزكنندهء صاحب عزّت بسيار بسيار بلند مرتبه بخشندهء نيكويىكننده انعام‌كنندهء بسيار احسان‌كنندهء تسبيح كرده شده « 4 » اى توئى شريف صاحب بزرگى توئى مهربان زنده‌كنندهء ميرانندهء خلق‌كنندهء در اوّل برگردانندهء بسيار با قدرت ظاهر توئى آنكه محكم است امر تو سؤال مىكنم سؤال مىكنم از تو خشنودى ترا و بهشت را و پناه مىبرم به تو از خشم و عقوبت تو و از آتش ، خداوندا و توئى زندهء ستايش كرده‌شدهء بردبار داناى با تدبير حكم‌كنندهء
هامش
( 1 ) از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام منقول است كه : خداى تعالى را مؤمن مىگويند به اعتبار آنكه ايمن مىگرداند از عذاب خود كسى را كه او را اطاعت كند . و اللَّه يعلم ( 2 ) يعنى هر چيز را نگاهبانى و حفظ مىكند . ( 3 ) يعنى توئى منع‌كننده بخشش از كسى كه فقر او را خواهى يا آنكه منع‌كنندهء بلاها و آزارها يا منع‌كنندهء دشمنان و نگاهدارندهء از شرّ شيطان هستى . ( 4 ) يا آنكه تو ذات خود را از عيبها و نقصها منزه گردانيده‌اى و اين بنا بر آن است كه مسبّح به كسر « با » خوانده شود كه اسم فاعل باشد چنانچه اعراب شده . و اللَّه يعلم