( 1 ) رها كن مرا از هر بلائى و رحم نماى بر من اى رحمكنندهترين رحمكنندگان اى كهيعص « 1 » مستجاب گردان دعاى مرا مستجاب كن دعاى مرا اى پاكيزه اى منزّه از عيبها اى اوّل همهء پيشينيان اى آخر همهء پسينيان اى خدا اى خدا اى خدا اى بسيار بخشنده اى بسيار بخشنده اى بسيار بخشنده اى مهربان اى مهربان اى مهربان بكن به من فلان كار و فلان كار . « 2 »
ادعيهء اسم اعظم
( 2 ) و از جملهء دعاها آن چيزى است كه ما آن را در تعيين اسم اعظم يا غير آن ذكر مىكنيم .
1 - پس از جملهء روايتها در اسم اعظم روايتى است كه به ما از سندهاى خود تا محمّد بن حسن صفار رسيده است كه از كتاب فضل الدّعاء نقل شده است و او روايت نموده است به سندهاى خود تا معاوية بن عمّار از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمودند آنكه : (
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
) اسم خداى اكبر است . يا آنكه فرمودند كه : اسم خداى اعظم است .
( 3 ) 2 - و از جمله روايتها در اسم اعظم روايتى است كه به سندهاى ما از كتاب مذكور وارد شده كه نقل شده است از حسن بن علىّ بن ابى حمزه ، از پدر خود ، از ابى عبد اللَّه امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمودند : اسم اعظم خداى تعالى حرفهاى آن از يك ديگر جدا در قرآن وارد شده است .
( 4 ) 3 - روايتى ديگر به سندهاى خود از كتاب مذكور مروى است از عمر بن توبه ، از حضرت ابو عبد اللَّه امام جعفر صادق عليه السلام كه به بعضى از اصحاب خود فرمودند كه : آيا مىخواهى كه به تو اسم اعظم خدا را تعليم كنم ؟ آن شخص گفت : بلى . آن حضرت فرمودند كه : سورهء حمد و
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ
و آية الكرسى و سورهء
إِنَّا أَنْزَلْناهُ
را بخوان ، پس آنگاه رو به قبله كن و دعا كن آنچه را كه مىخواهى .
( 5 ) 4 - روايتى ديگر ما به سندهاى خود تا محمّد بن حسن صفار روايت كرده شديم و از او تا به سليمان بن جعفر حميرى و او از حضرت امام رضا عليه السّلام نقل نموده است كه فرمودند : هر كس بعد از نماز صبح صد مرتبه بگويد :
ابتدا بنام خداى بخشندهء مهربان نيست قدرتى و توانائى مگر بخداى بلند مرتبهء بزرگ .
به سوى اسم اعظم از سياهى چشم به سفيدى آن نزديكتر خواهد بود و بدرستى كه در اين كلمات اسم اعظم داخل است .
( 6 ) 5 - روايتى ديگر ما به سندهاى خود تا به عبد الحميد روايت كرده شديم و او نقل كرده است از حضرت امام رضا عليه
هامش
( 1 ) كهيعص اسمى از اسماء الهى است و بعضى گفتهاند كه حمد و ثنائى از حمدهاى الهى است و حقيقت آن معلوم نيست و بعضى گفتهاند كه « كاف » اشاره به كربلا است و « ها » به هلاكت و « يا » به يزيد و « عين » به عطش و « صاد » به صبر . و اللَّه يعلم
( 2 ) يعنى حاجت خود را نام ببر و بگو كه فلان حاجت مرا و فلان مطلب مرا برآور .