( 1 ) 3 - دعائى ديگر براى عيسى بن مريم كه به روايتى ديگر وارد شده است :
خداوندا اى آفرينندهء نفسى از نفس ديگر و بيرون آورندهء نفس از نفسى ديگر و اى نجات دهندهء نفس از نفسى ديگر بگشاى از ما اندوه ما را .
و رهائى ده ما را از سختيهاى ما .
( 2 )
دعاى سلمان فارسى عليه الرحمة
و از جملهء دعاها دعاى سلمان فارسى رضوان اللَّه عليه است كه پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله او را تعليم نموده است .
مروى است كه سلمان از جملهء اوصياء عيسى عليه السلام بر چند واسطه بود كه تا زمان پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله باقى مانده بود . و از بعضى از ائمّه عليهم السلام مروى است كه : سلمان بسيارى از علم اوّل و آخر را ادراك نموده بود .
ابن طاوس گويد كه : در كتاب كهنهاى كه تاريخ كتابت او شهر ربيع الآخر سنهء سيصد و چهارده بود يافتم آنكه : پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله به سلمان فرمودند كه : آيا مىخواهى كه ترا خبر دهم به آنچه بهتر از طلا و نقره است و بهتر از دنيا و آنچه در اوست از نيكوئيها است . پس سلمان گفت : بلى يا رسول اللَّه رحمت خدا باد بر شما و بر آل شما . پس آن حضرت فرمودند كه اين دعا را بخوان و دعا اين است :
خداوندا بدرستى كه فرمان تو « 1 » به تحقيق كه وارد شده است بسوى ايجاد نفس من و اين نفس من عزيزترين نفسهاست بر من و اهتمام داشته شدهترين آنهاست بسوى من و به تحقيق كه مىدانى تو « 2 » اى پروردگار من و حال آنكه علم تو زيادهتر است از علم من آنكه تو مىدانى از من آنچه را كه نمىدانم من از نفس خود براى توست زندگانى من و مردن من و دنياى من و آخرت من بسوى توست برگزيدن من و بازگشت من ، مالك و صاحب نيستم من مگر آنچه را كه داده باشى تو آن را به من و پرهيزكارى نمىتوانم نمود مگر از آنچه نگاهداشته باشى تو مرا از آن و صرف و خرج نمىكنم « 3 » مگر آنچه را كه روزى كرده باشى مرا به روشنائى و رهنمائى تو « 4 » راه يافتهام و به زيادتى احسان تو توانگر و بىنياز شدهام و به سبب نعمت تو داخل در صبح و شام شدهام مالكشدهاى تو مرا به توانائى خودت و قدرت دارى تو بر من
هامش
( 1 ) يعنى بدرستى كه فرمان تو از شرطها و مانعها خالص شده است و به سوى ايجاد نفس من تعلق گرفته است . ما حصل آنكه : تو نفس مرا موجود كردهاى . و اللَّه يعلم
( 2 ) و ممكن است كه « و قد علمت » به ضمّ « تا » خوانده شود چنان كه برخى اعراب شده و در بسيارى از نسخهها است بنا بر اين كه صيغهء متكلم وحده باشد يعنى و به تحقيق كه مىدانم من اى پروردگار و حال آنكه علم تو زيادتر از علم من است . اين را كه تو از من مىدانى آنچه را كه من از نفس خود نمىدانم و اين معنى بهتر و دقيقتر و به اعتراف نزديكتر است . چنانچه بر متأمّل مخفى نماند هر چند كه « و قد علمت » به فتح « تا » كه خطاب باشد چنانچه بناى ترجمه بر آن است . ظاهر عبارت مناسبتر است . و اللَّه يعلم
( 3 ) يا آنكه و به عيال خود يا به ديگرى نمىدهم مگر آنچه را كه مرا روزى كردهاى و تو آن را به من دادهاى . و اللَّه يعلم
( 4 ) مراد از نور پيغمبر و ائمّه عليهم السلام هستند ، يا آنكه قوّت عاقله است ، يا آنكه مطلق دليل و برهان و معجزه است . و اللَّه يعلم