تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى ) — صفحة 345

مساهمون:

ص٣٤٥
دشمنان است . ( 1 ) 11 - و از جملهء دعاهاى حضرت امام جعفر صادق عليه السلام دعاى تضرع است « 1 » و حضرت ابو عبد الله امام جعفر صادق عليه السلام اين دعا را در سختىها مىخواندند و ذراعى خود را برهنه مىكردند و آواز خود را بلند مىكردند و ناله و زارى مىنمودند و در وقت خواندن اين دعا بسيار مىگريستند ( 2 ) و دعا اين است : خداوندا و اگر نه آن مىبود كه انداخته مىشدم من بدست خود در هلاكت و خود يارى مىنمودم بر ضرر رسانيدن نفس خود و مخالفت مىكردم قرآن ترا به سبب ترك نمودن دعا و حال آنكه به تحقيق گفته‌اى تو كه بخوانيد مرا كه اجابت مىكنم براى شما پس بدرستى كه من نزديك بندگانم بر مىآورم حاجت طلب‌كننده را هر گاه بخواند مرا هر آينه از جهت شرمسارى من البته كه گشوده نمىشد « 2 » دل من و نه زبان من براى دعاى تو و خواستن حاجتها از تو ( 3 ) و حال آنكه به تحقيق كه دانسته‌اى تو « 3 » از نفس من در ميان من و ميان تو آنچه را كه شناخته‌اى تو آن را از گناهان من خداوندا كيست كه بزرگتر باشد گناه او از گناه من و به تحقيق كه جرأت نموده‌ام بر نافرمانى تو كه بازداشته‌اى تو مرا از آن به سبب منع كردن تو مرا از آن و مرتكب شده‌ام گناه بزرگ و بسيار از گناهانى را كه ثابت و واجب نموده‌اى تو آتش را براى كسى كه بجاى آورد آنها را از آفريدگان تو و همهء اينها را بر نفس خود ستم نموده‌ام من و نفس خود را به هلاكت انداخته‌ام من اى خداوند من پس تدارك كن مرا به شفقت خود كه به بركت آن جمع مىكنى و مىرسانى تو نيكوئىها را براى دوستان خود و به سبب آن رحمت بر مىگردانى بديها را از دوستان خود ( 4 ) خداوندا بدرستى كه من سؤال مىكنم از تو توفيق يافتن توبهء خالص را « 4 » پس برآور حاجت مرا و رحم كن ريختن اشك چشم مرا و درگذر آن از من به سر درآمدن مرا خداوندا اگر نمىبود اميد من به درگذشتن تو ( از گناهان من ) هر آينه گنگ بودم از دعا كردن « 5 » و ليكن تو بر هر حالت اى خداوند من توئى نهايت سؤال طلب‌كنندگان و توئى
هامش
( 1 ) مترجم گويد كه دعاى تضرع جليل القدر است و سند آن صحيح مىباشد . ( 2 ) حاصل معنى آنكه اگر نه آن مىبود كه به سبب ترك كردن من دعاى ترا لازم مىآيد كه من به دست خود ، خود را به هلاكت اندازم و به خود ضرر رسانم و مخالفت فرمودهء تو نمايم كه تو امر نموده‌اى كه دعا كنيد مرا تا آنكه اجابت كنم شما را پس هر آينه از جهت شرمسارى من از گناهان خود كه تو بر آنها مطّلعى ، البته كه ترك مىكردم دعا كردن و مسألت نمودن از ترا و ليكن از جهت آنكه مبادا به هلاكت افتم و مخالفت نمايم امر ترا دعا مىكنم ترا و مسألت مىنمايم از تو . و اللَّه يعلم ( 3 ) و ممكن است كه « و لقد علمت » به ضمّ « تا » خوانده شود چنانچه برخى اعراب شده يعنى و حال آنكه به تحقيق كه دانسته‌ام من از نفس خود در ميان من و تو آنچه را كه تو شناخته‌اى از گناهان من . و اللَّه يعلم ( 4 ) توبهء نصوح توبه‌اى است كه خالص باشد از اراده داشتن برگشتن به آن كارى كه از آن توبه نموده است و بعضى گفته‌اند كه توبهء نصوح پشيمانى در دل و استغفار به زبان و ترك نمودن آن كار است به اعضاء و اراده داشتن به آنكه ديگر عود به آن كار ننمايد . و اللَّه يعلم ( 5 ) به سبب شرمسارى از گناهانم .