( 1 ) داناى با حكمت است زود باشد كه محكم گردانيم بازوى ترا به برادر تو و بگردانيم براى شما حجّتى و معجزهاى پس نمىرسند « 1 » بسوى شما به سبب علامات ما بدرستى كه شما و كسى كه پيروى نموده است شما را غلبهكنندگانند ، بر « 2 » خدا اعتماد نموديم ، ما اى پروردگار ما حكم كن ميان ما و ميان قوم ما براستى و توئى بهترين كارگشايندگان بدرستى كه من اعتماد نمودهام بر خدايى كه پروردگار من و پروردگار شماست نيست هيچ متحركى مگر آنكه خدا فرا گرفته است پيش سر او را بدرستى كه پروردگار من بر راه راست است پس زود باشد كه ياد كنيد « 3 » آنچه را كه مىگويم بر شما را و باز مىگذارم كار خود را بسوى خدا ( 2 ) بدرستى كه خدا بيناست به بندگان كافى است مرا خداى نيست خدايى مگر او بر او اعتماد نمودهام و اوست پروردگار عرش بزرگ بدرستى كه « 4 » رسيده است به من رنج و سختى و تو رحمكنندهترين رحمكنندگانى نيست خدايى مگر تو پاكى و منزهى تو بدرستى كه هستم من از جملهء ستمكنندگان بر خود ، ابتدا بنام خداى بخشندهء مهربان منم خداى دانا « 5 » آن خدا كه نيست خدايى مگر او كه زندهء به خود برپاست « 6 » منم خداى دانا اين است كتاب كامل كه نيست شكى در آن راهنماينده است براى پرهيزكاران كه ايمان آوردند به خداى پنهان از نظرها و بپاى دارند نماز را و از چيزى كه روزى نمودهايم ايشان را نفقه مىكنند « 7 » خدا هست ، « 8 » نيست خدايى مگر او كه هميشه زندهء به خود برپا است ، فرا نمىگيرد او را سستى پينكى « 9 » و نه خوابى از براى اوست آنچه در آسمانهاست « 10 » و آنچه در زمين است كيست آن كسى كه درخواست نمايد نزد او مگر به اذن او مىداند آنچه را كه پيش روى ايشان است « 11 » و آنچه را كه در پس سر ايشان است و احاطه نمىكنند به چيزى از دانش خدا مگر به آنچه خدا خواهد و فرو گرفته و گنجايش دارد كرسى او « 12 » آسمانها و زمين را و سنگينى نمىكنند
هامش
( 1 ) يعنى فرعون و قوم او .
( 2 ) اين آيه در سورهء اعراف و حكايت مناجات شعيب با جناب اقدس الهى است . و اللَّه يعلم .
( 3 ) اين آيه در سورهء مؤمن است موسى گويد زود باشد كه ياد كنيد ( يعنى در وقت مشاهدهء عذاب يا در قيامت ) آنچه را كه به شما مىگويم كه چرا آنها را نشنيديم و پيروى نكرديم .
( 4 ) اين آيه در سورهء انبيا است و در قرآن چون در وسط كلام واقع شده أنّى به فتح همزه است و در اين مقام چون در ابتداى كلام است إنّى به كسر همزه بايد . و اللَّه يعلم م . ح . ق .
( 5 ) در تفسير « الم » معانى و سخنان بسيار است كه در اين مقام گنجايش ذكر آنها نيست لهذا حواله به كتابهاى تفاسير نمود .
( 6 ) يا آن كه قايم به همهء امور خلايق است .
( 7 ) يعنى زكات مىدهند يا آن كه تصدّق مىنمايند .
( 8 ) يعنى خدا موجود و ثابت است و حق است و سزاوار پرستش است . و اللَّه يعلم
( 9 ) وجه مقدم داشتن سنة بر نوم هر چند به حسب ظاهر عكس مناسب بود سابقا گذشت و احتياج به اعاده نيست .
( 10 ) يعنى همهء اشيا او را اطاعت و فرمانبردارى مىكنند يا آن كه همه ملك اويند و خداى تعالى همهء آنها را ايجاد نموده و خالقى به غير از خدا ندارند يا آن كه غايت همه اوست چنانچه حكما گفتهاند . و اللَّه يعلم .
( 11 ) سابقا اشاره به بعضى از توجيهات شده احتياج به اعاده نيست .
( 12 ) تفسير كرسى سابقا مذكور شد .