( 1 ) يمانى گفت : يا امير المؤمنين گمان مرا محقّق ساختى و اميد مرا راست آوردى و حقّ پدرى را بجا آوردى ، پس خداى تعالى ترا جزا دهد جزاى نيكوكاران . پس آنگاه گفت : يا امير المؤمنين بدرستى كه من اراده دارم آنكه ده هزار اشرفى را تصدّق نمايم ، پس مرا راهنمائى كنيد كه مستحق از براى اين كيست ؟ پس آن حضرت عليه السّلام فرمودند كه : متفرّق ساز و اين را بده به جماعتى از صلحا و اهل ورع و پارسائى و قرآن خوان باشند . پس بايد كه مردمان چيزى را تصدّق نكنند مگر به جماعت صالحان و عبادتكنندگان تا آنكه به سبب اين بر عبادت كردن پروردگار خود و بر خواندن كتاب خدا قوّت يابند .
پس آن مرد به عمل آورد آنچه را كه حضرت امير المؤمنين عليه السّلام به او فرمودند .
( 2 ) 15 - و از آن جمله دعائى است كه بر همهء دعاها از براى حضرت امير المؤمنين عليه السّلام تفضيل داده شده است و اين دعا را حضرت امير المؤمنين عليه السّلام و حضرت امام محمّد باقر و امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليهم مىخواندند و اين دعا بر ابو جعفر محمّد بن عثمان رحمه اللَّه خوانده شد و آن مردى جليل القدر و از اصحاب ائمّه عليهم السّلام بود ، پس گفت كه :
مثل اين دعا در فضل دعائى نيست و گفت كه فضل اين دعا مثل فضل عبادت است و دعا اين است :
خداوندا توئى پروردگار من و من بندهء توام ايمان دارم به تو در حالى كه خالص كردهام آن را براى تو ثابتم بر پيمان تو و قائلم به وعدهء تو به قدر آنچه استطاعت و قدرت دارم ، توبه و بازگشت مىكنم به سوى تو از بدى كردار خودم و طلب آمرزش مىنمايم از تو براى گناهانم كه نمىآمرزد آنها را غير از تو ، داخل در صباح گرديد خوارى من پناه آورندهء « 1 » به عزّت تو و گرديد درويشى من پناه آورندهء به توانگرى تو و گرديد نادانى من پناه آورندهء به بردبارى تو و گرديد كمى چارهء من پناه آورندهء به توانائى تو و گرديد ترس من پناه آورندهء به امان دادن تو و گرديد درد من پناه آورندهء به دواى تو و گرديد بيمارى من پناه آورندهء به شفا دادن تو و گرديد هلاك من پناه آورندهء به حكم تو و گرديد ناتوانى من پناه آورندهء به توانائى تو و گرديد گناه من پناه آورندهء به آمرزش تو و گرديد روى كهنهء برطرفشوندهء من پناه آورندهء بر چهره و ذات باقى هميشگى تو كه كهنه نمىشود و بر طرف نمىگردد . اى كسى كه نمىپوشاند او را شب تاريك و نه آسمان صاحب برجها و نه پردههاى صاحب پوشانندگى و نه آب روانشدهء در اندرون درياى صدادار ، اى دفعكنندهء بلاهاى حملهكننده ، اى بر طرف كنندهء اندوهها ، اى فرو آورندهء بركتها و خيرها از بالاى هفت آسمانها ،
هامش
( 1 ) مراد از پناه بردن هر يك از اين صفات به خداى تعالى ، پناه بردن آن شخص است كه صاحب اين صفات است در آن صفات به خدا . يعنى گرديدم من در صفت خوارى خود پناه آورنده به عزّت تو و بر اين قياس است باقى فقرهها . و اللَّه يعلم