و نه قبيله و ياران شرافتمندى هستيد كه دست نياز به سويتان دراز گردد ؛ به شتران بى ساربان مىمانيد كه هر گاه از يك طرف گرد آييد ، از سوى ديگر پراكنده مىشويد .
به خدا سوگند ! شما وسيلهء بدى براى افروختن آتش جنگ بر ضدّ دشمنان هستيد ، نقشهها براى شما مىكشند امّا شما مرد كشيدن نقشهاى بر ضدّ آنان نيستيد ؛ دشمن به شما حمله مىكند و شهرها را از دستتان خارج مىسازد ، و شما به خشم نمىآييد ! ديدهء دشمن براى حمله به شما خواب ندارد ، ولى شما در غفلت و بى خبرى بسر مىبريد ، شكست از آنِ آنانى است كه دست از يارى يكديگر بر مىدارند .
به خدا سوگند ! گمان مىكنم اگر جنگ ، سخت درگير شود ، و حرارت و سوزش مرگ به شما رسد از اطراف فرزند « ابوطالب » همچون جدايى سر از بدن ؛ جدا و پراكنده مىشويد !
به خدا سوگند ! كسى كه دشمن را بر جان خويش مسلّط گرداند كه گوشتش را بخورد ، استخوانش را بشكند ، و پوستش را جدا سازد ، عجز و ناتوانى او بسيار بزرگ ، و قلب او بسيار كوچك و ناتوان است .
اى شنونده ! اگر تو هم مىخواهى در زبونى و ناتوانى مانند اين چنين كسى باشى ، باش ! امّا من به خدا سوگند از پاى ننشينم و قبل از آنكه به دشمن فرصت دهم با شمشير آبدار چنان ضربهاى بر پيكر او وارد سازم كه ريزههاىاستخوان سر او بپرد ، و بازوها و قدمهايش جدا گردد ، پس از آن ، آنچه خداوند خواهد مىشود .
طريق عدالت
اى مردم ! مرا بر شما ، و شما را بر من حقّى است ، امّا حقّ شما آن است كه از خير خواهى شما دريغ نورزم و بيت المال شما را در راه شما صرف كنم ، و شما را تعليم دهم تا از جهل و نادانى نجات يابيد و تربيتتان كنم ، تا فرا گيريد .
و امّا حقّ من بر شما اين است كه در بيعت خويش با من وفادار باشيد و در آشكار و نهان خيرخواهى را از دست ندهيد . هر وقت شما را بخوانم اجابت نماييد و هر گاه فرمان دادم اطاعت كنيد .
خطبهء 35
كه پس از خاتمهء جريان حكمين ايراد فرموده است
از سخن ناصح سرپيچى مكنيد !
ستايش مخصوص خداوند است ، هر چند روزگار پيشآمدهاى سنگين و خطير و حوادث بزرگ پيش آورد . گواهى مىدهم معبودى جز خداوند يگانه نيست ،