تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة با ترجمه فارسى روان ( فارسى ) — صفحة 781

مساهمون:

ص٧٨١
190 - عجبا ! آيا خلافت با همنشينى پيامبر صلى الله عليه و آله و خويشاوندى حاصل مىشود ؟ سيّد رضى رحمه الله مىگويد : از آن حضرت شعرى در همين زمينه نقل شده است ( خطاب به خليفهء اوّل ) . اگر تو از طريق شورا مالك امور مردم شدى . اين چه شورايى است كه طرفهاى مشورت ( امثال من ) غايب بودند ؟ و اگر از طريق قرابت با پيامبر صلى الله عليه و آله در برابر مخالفانت استدلال كردى ديگران از تو به پيامبر صلى الله عليه و آله نزديكتر و سزاوارترند ! 191 - انسان در دنيا هدفى است كه تيرهاى مرگ همواره به سوى او نشانه مىروند ، ثروتى است كه مصايب در مصادرهء آن سبقت مىجويند . همراه هر جرعه‌اى از آب زندگى گلوگير شدنى است و با هر لقمه‌اى غصّه‌ها ( و استخوانى ! ) انسان به نعمتى دست نمىيابد جز با فراق ديگرى ، و هيچ روزى از زندگيش فرا نمىرسد جز اين كه روز ديگرى از ايّام حياتش كاهش يافته . بنابراين ما اعوان و انصار مرگيم و جانمان هدف هلاكت . از كجا مىتوانيم اميد به بقا داشته باشيم ، در حالى كه اين شب و روز هنوز مقامى را بالا نبرده كه به سرعت در انهدام آن مىكوشند و جمعها را پراكنده مىسازند . 192 - اى فرزند آدم ! هرچه بيش از مقدار خوراكت به دست آورى خزانه دار ديگران خواهى بود . 193 - براى دلهاى آدميان علاقه و اقبال ، و گاهى تنفّر و ادبار است . هنگامى كه مىخواهيد كارى را انجام دهيد از طريق علاقه و اشتياق اشخاص وارد شويد ، زيرا هنگامى كه قلب را مجبور بر كارى كنيد ، نابينا مىشويد . 194 - چه موقع من آتش خشمم را فرو نشانم ؟ . . . آيا در موقعى كه عاجز از انتقامم كه به من گفته شود . اگر صبر مىكردى تا توانا شوى بهتر بود ، يا در موقعى كه قادر بر انتقامم كه به من گفته مىشود ، اگر عفو كنى بهتر است ؟ 195 - امام عليه السلام از كنار مزبله‌اى عبور كرد ، فرمود : اين همان است كه بخيلان به آن بخل ورزيدند ! در روايت ديگرى چنين نقل شده كه امام عليه السلام پس از مشاهدهء مزبله‌اى فرمود : اين همان چيزى است كه ديروز شما بر سر تصاحب آن با هم رقابت داشتيد ! 196 - آنچه از مال تو از دست رود و مايهء پند و عبرت گردد ، در حقيقت از دست نرفته است ! 197 - اين دلها همانند تن‌ها خسته و افسرده مىشوند ؛ در اين حال نكته هاى زيبا و نشاطانگيز براى آنها انتخاب كنيد . 198 - امام عليه السلام هنگامى كه گفتار خوارج را شنيد كه مىگفتند : « لا حُكْمَ إِلَّا لِلّهِ » ( حكومت مخصوص خداست ) فرمود : اين سخن حقّى است كه از آن هدف باطلى دارند .