و از نعمت خدا بر ضدّ بندگانش استفاده مىكند و از دلايل الهى بر ضدّ اولياى حق كمك مىگيرد .
يا كسى كه مطيع حاملان حق است امّا بصيرتى ندارد ، با نخستين شبهه و ايراد ، شك در دل او پيدا مىشود ، بدان نه اين به درد مىخورد و نه آن .
يا كسى كه اسير لذّت است و در چنگال شهوات گرفتار است ، و يا كسى كه حريص به جمع و ذخيرهء مال است ، اينها از رهبران دين نيستند و شبيهترين موجودات به آنها چهار پايان هستند كه براى چرا رها شدهاند ! آرى اين چنين علم با مرگ حاملانش مىميرد ( چون افرادى را كه لايق آن باشند نمىيابند كه به آنان تعليم دهند ) .
آرى ؛ هرگز روى زمين خالى نمىشود از كسى كه به حجّت الهى قيام كند ، خواه ظاهر باشد و آشكار و يا ترسان و پنهان ! تا دلايل الهى و نشانه هاى روشن او باطل نگردد ، ولى آنها چند نفرند و كجا هستند ؟
به خدا سوگند آنها تعدادشان كم و قدر و مقامشان نزد خدا بسيار است .
خداوند به واسطهء آنها حجّتها و دلايلش را حفظ مىكند تا به افرادى كه نظير آنها هستند بسپارند و بذر آن را در قلب افرادى شبيه خود بيفشانند .
علم و دانش با حقيقت و بصيرت به آنها روى آورده و روح يقين را لمس كردهاند و آنچه دنيا پرستان هوسباز مشكل مىشمرند ، بر آنها آسان است .
آنها به آنچه جاهلان از آن وحشت دارند انس گرفتهاند ، در دنيا با بدنهايى زندگى مىكنند كه ارواحشان به جهان بالا پيوند دارد .
آنها خلفاى الهى در زمينند و دعوت كنندگان به دين خدا .
آه ، آه ، چقدر اشتياق ديدار آنها را دارم . اى كميل ( همين قدر كافى است ) هر وقت مىخواهى باز گرد !
148 - / انسان زير زبان خود پنهان است ( تا مرد سخن نگفته باشد عيب و هنرش نهفته باشد ) .
149 - / آن كس كه قدر خود را نشناخت هلاك شد .
150 - / امام عليه السلام در پاسخ كسى كه تقاضاى موعظه كرد ، فرمود :
از كسانى مباش كه بدون عمل ، اميد سعادت آخرت را دارند و توبه را با آرزوهاى دراز تأخير مىاندازند ، دربارهء دنيا همچون زاهدان سخن مىگويند ، ولى همچون دنيا پرستان عمل مىكنند ، هرگاه چيزى از دنيا به او برسد سير نمىشود و اگر نرسد قانع نخواهد شد ، از شكر آنچه به او داده شده عاجز است ، ولى باز هم فزونى مىطلبد ، ديگران را از كار بد نهى مىكند ، امّا خود نهى نمىپذيرد ،
نهج البلاغة با ترجمه فارسى روان ( فارسى ) — صفحة 773
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٧٧٣