تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة با ترجمه فارسى روان ( فارسى ) — صفحة 757

مساهمون:

ص٧٥٧
و من آگاهتر به خودم از آنها هستم . خداوندا ! ما را بهتر از آنچه آنها گمان مىكنند قرار ده و آنچه را نمىدانند بر ما ببخش . 101 - انجام حوايج مردم كامل نمىشود مگر به سه چيز : كوچك شمردنش تا خود بزرگ گردد و مكتوم داشتنش تا خود آشكار شود و تعجيل در آن تا گوارا باشد . 102 - زمانى بر مردم فرا مىرسد كه مقرّب نمىگردد مگر حيله گر و سخن چين و جالب شمرده نشود مگر فاجر ، و ضعيف شمرده نمىشود مگر افراد با انصاف ، در آن زمان كمك به نيازمندان خسارت و ضرر محسوب مىشود و صلهء رحم منّت ، و عبادت وسيلهء برترى جويى بر مردم . در آن زمان حكومت به شوراى زنان و فرمانروايى كودكان و تدبير خواجه هاست ! 103 - لباس كهنه و وصله دارى بر اندام امام عليه السلام بود كسى دربارهء آن سؤال كرد ؛ فرمود : قلب به خاطر آن خضوع مىكند و نفس سركش با آن رام مىشود و مؤمنان به آن اقتدا مىكنند ( و سرمشق مىگيرند ) . دنيا و آخرت دو دشمن مختلف و دو جادهء جداگانه‌اند كسى كه دنيا را دوست دارد و به آن عشق مىورزد آخرت را دشمن مىدارد و با آن عداوت مىكند و اين دو همچون مشرق و مغربند و انسان همچون كسى كه ميان اين دو راه مىرود هر زمان به يكى نزديك شود از ديگرى دور مىگردد ، و اين دو همچون دو « هوو » هستند ! ( كه معمولًا ناسازگارند ) . 104 - از نوف بكالى نقل شده كه گفت در يكى از شبها امام عليه السلام را ديدم براى عبادت از بستر خود خارج شده بود نگاهى بر ستارگان آسمان افكند . سپس به من فرمود : اى نوف ! خواب هستى يا بيدار ! عرض كردم بيدارم ، فرمود : اى نوف ! خوشا به حال زاهدان در دنيا و راغبان در آخرت ؛ آنها كه زمين را فرش قرار دادند و خاك آن را بستر و آبش را عطر و قرآن را همچون لباس زيرين و دعا را لباس رويين . سپس دنيا را بر روش « مسيح » طى كردند . اى نوف ! داوود عليه السلام در چنين ساعتى از خواب برخاست ، و گفت : اين همان ساعتى است كه