تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة با ترجمه فارسى روان ( فارسى ) — صفحة 721

مساهمون:

ص٧٢١
و بترس از آن كه مرگ گريبانت را بگيرد و تو از خدايت فرار كرده و در طلب دنيا باشى ، از همنشينى بدان بپرهيز كه بدى ، بدى آرد ، خداى را محترم شمار و تعظيم نما و دوستان خدا را دوست بدار ، و از خشم برحذر باش كه آن لشكرى بزرگ از لشكريان ابليس است ، والسلام .

نامهء 70

به « سهل بن حنيف » فرماندار « مدينه » دربارهء گروهى از مردم مدينه كه به معاويه ملحق شده بودند امّا بعد ! به من خبر رسيده كه افرادى از قلمرو تو مخفيانه به « معاويه » پيوسته‌اند ، بر اين تعداد كه از دست داده‌اى و از كمك آنان بى بهره مانده‌اى افسوس مخور ، براى آنها همين گمراهى بس ، كه از هدايت و حق به سوى كوردلى و جهل شتافته‌اند و اين براى تو مايهء آرامش خاطر است . آنها دنيا پرستانى هستند كه با سرعت به آن روى آورده‌اند در حالى كه عدالت را به خوبى شناخته و ديده و گزارش آن را شنيده‌اند و به خاطر سپرده و دانسته‌اند كه همهء مردم در نزد ما و در آيين حكومت ما حقوق برابر دارند ، آنها از اين برابرى به سوى خودخواهى و تبعيض و منفعت‌طلبى گريخته‌اند . دور باشند از رحمت خدا ! به خدا سوگند ! آنها از ستم نگريخته‌اند و به عدل روى نياورده‌اند ، و ما اميدواريم كه در اين راه خداوند مشكلات را بر ما آسان سازد ، و سختيها را هموار ! إن شاءاللّه ، والسلام .