سزاوار است به آنها كه بيشتر مورد احسان تو قرار گرفته و در آزمونها سرافراز شدهاند ، خوشبينتر باشى و به عكس آنها كه مورد بدرفتارى تو واقع شده و امتحان خوبى ندادهاند بدبينتر .
هرگز سنّت پسنديدهاى را كه پيشوايان اين امّت به آن عمل كردهاند ، و ملّت اسلام به آن انس و الفت گرفته و امور رعيت به وسيلهء آن اصلاح مىگردد ، نقض مكن ! و نيز سنّت و روشى كه به اين سنّتهاى گذشته زيان وارد مىسازد احداث منما كه اجر ، براى كسى خواهد بود كه آن سنّتها را برقرار كرده و گناهش بر تو كه آنها را نقض نمودهاى .
با دانشمندان زياد به گفتگو بنشين و با حكما و انديشمندان نيز بسيار به بحث بپرداز ، اين گفتگوها و بحثها بايد دربارهء امورى باشد كه به وسيلهء آن وضع كشورت را اصلاح مىكنى و آنچه پيش از تو موجب قوام كار مردم بوده برقرار مىگردد .
( اى مالك ) بدان ! مردم از گروههاى مختلف تشكيل يافتهاند كه هركدام جز به وسيلهء ديگرى اصلاح و تكميل نمىشوند و هيچ كدام از ديگرى بى نياز نيستند . ( اين گروهها عبارتند ) از :
« لشكريان خدا » ، « نويسندگان عمومى و خصوصى » ، « قضات عادل و دادگستر » ، « عاملان انصاف و مدارايى » ( انتظامات داخلى ) ، « اهل جزيه و ماليات » اعم از كسانى كه در پناه اسلامند و يا مسلمانند و « تجّار و صنعتگران » و بالاخره « قشر پايين جامعه » يعنى نيازمندان و مستمندان ، براى هركدام از اين گروهها خداوند سهمى را مقرّر داشته و در كتاب خدا يا سنّت پيامبر كه به صورت عهد در نزد ما محفوظ است ، اين سهم را مشخّص و معيّن ساخته است .
اما « سپاهيان » با اذن پروردگار حافظان و پناهگاه رعيت ، زينت زمامداران ، عزّت و شوكت دين و راههاى امنيّتند . قوام رعيت جز به وسيلهء اينان ممكن نيست . از طرفى برقرارى سپاه جز به وسيلهء خراج ( ماليات اسلامى ) امكانپذير نمىباشد ، زيرا با خراج براى جهاد با دشمن تقويت مىشوند و براى اصلاح خود به آن تكيه مىنمايند ، و با آن رفع نيازمنديهاى خويش را مىكنند . سپس اين دو گروه ( سپاهيان و ماليات دهندگان ) جز با گروه سوّم قوام و پايدارى نمىپذيرند و آنها عبارتند از :
« قضات » و « كارگزاران دولت » و منشىها ، زيرا آنها قرار دادها و معاملات را استحكام مىبخشند ، و مالياتها را جمع آورى مىكنند ، و در ضبط امور خصوصى و عمومى مورد اعتماد و اطمينان هستند ، و اين گروهها بدون « تجّار » و « پيشهوران » و « صنعتگرن » قوامى ندارند ،
نهج البلاغة با ترجمه فارسى روان ( فارسى ) — صفحة 675
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٦٧٥