نسخهء قباله اين است :
« اين چيزى است كه بندهاى ذليل از مردهاى كه آمادهء كوچ است خريدارى كرده ؛ خانهاى از سراى غرور ، در محلّهء فانى شوندگان و در كوچهء هالكان ! »
اين خانه به چهار حد منتهى مىگردد :
يك حدّ آن به آفات و بلاها مىخورد ، حدّ دوّم به مصائب و حدّ سوّم به هوا و هوسهاى هلاك كننده و حدّ چهارم آن به شيطان اغواگر منتهى مىشود و دَرِ خانه همين جاست .
اين خانه را مغرورِ آرزوها ، از كسى كه پس از مدت كوتاهى از اين جهان رخت بر مىبندد ؛ به مبلغ خروج از عزّتِ قناعت و دخول در ذلّت دنياپرستى و بدبختى ، خريدارى نموده ، هرگونه عيب و نقص و كشف خلافى در اين معامله واقع شود به عهدهء بيمارى بخش اجسام پادشاهان ! و گيرندهء جان جبّاران و زايل كنندهء سلطنت فرعونها - همچون : « كِسْرى » ، « قَيْصَر » ؛ « تُبَّع » و « حِمْيَر » - مىباشد و كسانى كه مال را گِردآورى كردند و بر آن افزودند و آنها كه بنا كردند و محكم ساختند ، طلاكارى نموده و زينت دادند ، اندوختند و نگهدارى كردند و به گمان خود براى فرزندان باقى گذاردند ، همانها كه همگى به پاى حساب و محلّ ثواب و عقاب رانده مىشوند ، يعنى هنگامى كه فرمان داورى قضاوت الهى رسيده باشد « و بيهودگان در آنجا به زيان برسند » ! « 1 » « شاهد » اين قباله عقل است آنگاه كه از تحت تأثير هوا و هوس خارج گردد و از علايق دنيا جان سالم به در برد .
نامهء 4
به بعضى از سران سپاهش
اگر ( دشمنان ) به سايهء اطاعت و تسليم بازگردند ( مزاحم آنان مشو چرا كه ) اين همان است كه ما دوست داريم و اگر حوادث ، آنان را مهيّاى اختلاف و عصيان نموده است به كمك مطيعان با عاصيان نبرد كن ! و به آنها كه پيرو فرمان تو اند از كسانى كه سستى مىورزند ، خويش را بىنياز ساز كه سست عنصران و آنان كه از جنگ كراهت دارند ، عدمشان به ز وجود و نشستن آنها از قيامشان بهتر است !
هامش
( 1 ) . سورهء مؤمن ، آيهء 78 .