خطبهء 227
كه در آن از خداوند تقاضاى هدايت به خير و سعادت مىكند
پروردگارا ! تو براى دوستانت مأنوسترين مونسهايى و براى توكّل كنندگانت بهترين بر طرف كنندهء مشكلاتى . درون دل آنان را مىدانى و از اسرار ضميرشان آگاهى و از اندازهء ديد چشمانشان با خبرى .
اسرار آنها برايت مكشوف و قلوبشان به تو متوجّه است و اگر غربت آنان را به وحشت اندازد ، ياد تو مونس تنهايى آنهاست و اگر مصائب و مشكلات بر آنان فرو بارد به تو پناه مىآورند ، چه اين كه مىدانند زمام امور به دست توست و سرچشمهء آنها به فرمان تو !
پروردگارا ! اگر از بيان خواستهء خود عاجز شوم ! و يا در پيدا كردن راه و رسم درخواست خود نابينا گردم ، تو مرا بر مصالح خويش راهنمايى كن ! و قلبم را به سوى آنچه رشد و صلاح من است ، رهبرى فرما كه اين كار از هدايتهاى تو ناشناخته و به دور نيست و برآوردن چنين خواسته هايى براى تو تازگى ندارد .
پروردگارا ! با عفو و بخشش خود با من رفتار كن ، نه با عدل و دادگريت !
خطبهء 228
كه به بعضى از اصحابش اشاره مىكند
خداوند به او خير دهد ! كه كژيها را راست كرد و بيماريها را مداوا نمود ؛ سنّت را به پاداشت و فتنه را پشت سرگذاشت ، با جامهاى پاك و كم عيب از اين جهان رخت بربست و به خير و نيكى آن رسيد ، از شرّ و بدى آن رهايى يافت ! وظيفهء خويش را نسبت به خداوند انجام داد و آنچنان كه بايد از مجازات او مىترسيد !
خود رفت و مردم را بر سر چند راهى باقى گذاشت كه نه گمراهان در آن هدايت مىيافتند و نه