تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة با ترجمه فارسى روان ( فارسى ) — صفحة 523

مساهمون:

ص٥٢٣
در چنين وضعى نيكان خوار و ذليل گردند و اشرار و بدان عزيز و قدرتمند شوند و مجازاتهاى الهى بر بندگان بزرگ مىشود ( در حالى كه اين كيفرها را با اعمال خود به وجود آورده‌اند ) . در اين هنگام بر شما لازم است كه يكديگر را بر اداى اين حقوق نصيحت كنيد و به خوبى در انجام آن همكارى نماييد ! امّا ( در عين حال بدانيد ) هيچ كس - گر چه سخت در به دست آوردن خشنودى خداوند حريص باشدو در اين راه آنچه مىتواند تلاش كند - نمى تواند اطاعتى كه شايستهء مقام خداوند است انجام دهد . بلى ، از حقوق واجب خداوند بر بندگان اين است كه به اندازهء توانايى خود در خيرخواهى و نصيحت بندگانش كوشش كنند و در راه برقرارى حق در ميان خود ، همكارى نمايند ( و نيز توجّه داشته باشيد ) هيچ‌گاه نمىتوان كسى را يافت - هر چند مقام و منزلتش در حق ، بزرگ باشد و سابقه دار در دين و فضيلت - كه در انجام حقّى كه به عهده دارد نياز به كمك نداشته باشد و همچنين هرگز كسى را نتوان پيدا نمود - هر چند مردم او را كوچك شمارند و با چشم حقارت وى را بنگرند - كه در كمك كردن به حق يا كمك به او در انجام حق از او بى نياز بود . در اينجا يكى از ياران امام عليه السلام ( به پاخاست و ) با سخنى طولانى كه در آن فراوان آن حضرت را ستود ، به امام پاسخ مثبت داد و اطاعت و شنوايى خويش را در همه حال از دستورات آن حضرت اعلام كرد . امام عليه السلام در پاسخ فرمود : سزاوار است آن كس كه جلال خداوند در نظرش بزرگ و مقام او در قلبش پر عظمت است همه چيز - به خاطر آن عظمت - جز خداوند در نظرش كوچك جلوه كند و سزاوارترين كسى كه چنين است ، آن كس است كه نعمت خداوند بر او بزرگ و مشمول لطف و احسان خاصّ او گرديده ، زيرا هر قدر نعمت خدا بر كسى افزونتر گردد ، حقّ او ( به همان نسبت ) بيشتر مىشود . و ( بدانيد ) از بدترين حالات زمامداران در پيشگاه صالحان اين است كه گمان برده شود آنها فريفتهء تفاخر گشته و كارشان شكل برترى جويى به خود گرفته ، من از اين ناراحتم كه حتّى در ذهن شما جولان كند كه مدح و ستايش را دوست دارم ؛ از شنيدن آن لذّت مىبرم . من - به حمد الله - چنين نيستم و اگر ( فرضاً ) دوست هم مىداشتم ، به خاطر خضوع در برابر ذات پر عظمت و كبريايى خدا - كه از همه كس به ثنا و ستايش سزاوارتر است - آن را ترك گفتم . گاهى مردم ستودن افراد را به خاطر مجاهده‌ها و تلاشهايشان لازم مىشمرند ( و اين براى مردم بى عيب است ، امّا من از شما مىخواهم ) مرا با سخنان جالب خود نستاييد ( و اين كه مىبينيد در راه اجراى فرمان خداوند تلاش مىكنم ) براى اين است كه مىخواهم خود را از مسؤوليّت حقوقى كه بر گردنم هست خارج سازم ؛ حقوقى كه خداوند و شما بر گردنم داريد و هنوز كاملًا از انجام آنها فراغت نيافته‌ام و واجباتى كه به جاى نياورده و بايد به مرحلهء اجرا گذارم .