از اختلاف بپرهيزيد
اى مردم ! امواج كوه پيكر فتنه ها را ، با كشتيهاى نجات ( علم و ايمان و اتّحاد ) در هم بشكنيد ، از راه اختلاف و پراكندگى كنار آييد ، تاج تفاخر و برترى جويى را از سر بنهيد . ( دو كس راه صحيح را پيمودند ) آن كس كه با داشتن يار و ياور و نيروى كافى بپاخاست و پيروز شد ، و آن كس كه با نداشتن نيروى كافى كنارهگيرى كرد و مردم را راحت ساخت .
زمامدارى بر مردم ، همچون آبى متعفّن و يا همانند لقمهاى است كه گلوگير مىشود ؛ آنان كه ميوه را پيش از رسيدن بچينند ، به كسى مانند ، كه بذر را در كوير و شوره زار پاشد ، ( هر قيامى وقت معيّنى دارد تا به ثمر برسد و اگر پيش از موعد دست به آن زده شود ، بى حاصل و بى نتيجه خواهد ماند ) .
اخلاق و علم امام عليه السلام
اگر سخن گويم ( و حقّم را مطالبه كنم ) گويند : بر رياست و حكومت حريص است ، و اگر دم فرو بندم و ساكت بنشينم خواهند گفت : از مرگ مىترسد !
( امّا ) هيهات پس از آن همه جنگها و حوادث ( اين گفته بس ناروا است ) .
به خدا سوگند ! علاقهء فرزند ابوطالب ؛ به مرگ از علاقهء طفل شيرخوار به پستان مادر بيشتر است .
امّا من از علوم و حوادثى آگاهم كه اگر گويم همانند طنابها در چاههاى عميق به لرزه در آييد !
خطبهء 6
هنگامى كه از امام عليه السلام خواستند كه طلحه و زبير را تعقيب نكند و با آنان نجنگد چنين فرمود :
هشدار به رهبران مذهبى
به خدا سوگند ! من همچون كفتار نيستم كه با ضربات آرام و ملايم بر در لانهاش به خواب رود تا فريبش دهند و ناگهان دستگيرش سازند ؛ نه ، ( من كاملًا مراقب مخالفان هستم ) و با شمشير برندهء علاقهمندان به حق ، كار آنان را كه به حق پشت كردهاند خواهم ساخت و با دستيارى فرمانبران مطيع ، عاصيان و ترديد كنندگان در حق را براى هميشه كنار خواهم زد .
من اين كار را تا واپسين روز عمرم ادامه خواهم داد ، به خدا سوگند ! از هنگام مرگ پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم تا هم اكنون از حقّ خويشتن محروم ماندهام ، و ديگران را به ناحق بر من مقدم داشتهاند .