و كسى را مىتوان با صفات شناخت كه محدود باشد و در حدّ معيّنى عمرش سپرى شود ، پس معبودى جز او نيست كه با نور خويش هر ظلمتى را روشن ساخته و با تاريكيهايى كه مىآفريند ، هر نورى را در ظلمت فرو مىبرد !
سفارش به تقوا
اى بندگان خدا ! شما را به تقوا و پرهيزكارى در برابر خدا سفارش مىكنم ؛ همان خدايى كه لباسهاى فاخر را به شما پوشانده و معاش و روزى را به فراوانى به شما ارزانى داشته است . اگر راهى به سوى بقا و جاودانگى يا جلوگيرى از مرگ وجود داشت ، حتماً « سليمان بن داوود عليه السلام » آن را در اختيار مىگرفت ، چرا كه خداوند حكومت بر جنّ و انس را همراه نبوّت و مقام بلند قرب و منزلت الهى به او اعطا كرد . اما آنگاه كه پيمانهء روزى او پر شد و مدّت زندگيش كامل گشت ، تيرهاى مرگ از كمان فناء به سوى او پرتاب شد و دار و ديار از او خالى گرديد ! خانهها و مسكنهاى او بى صاحب ماندند و آنها را گروهى ديگر به ارث بردند .
( در هر حال ) براى شما در تاريخ قرون گذشته درسهاى عبرت فراوانى وجود دارد .
كجايند عمالقه ؟ و كجايند فرزندان آنها ؟ كجا هستند « فرعونها » و فرزندانشان ؟ اصحاب شهرهاى « رس » ، همانها كه پيامبران را كشتند و چراغ پر فروغ سنن آنها را خاموش و راه و رسم ستمگران و جبّاران را زنده ساختند ، كجايند ؟ . . . كجايند آنها كه با لشكرهاى گران به راه افتادند و هزاران نفر را هزيمت دادند ، سپاهيان فراوان گردآوردند و شهرها بنا نهادند ؟
قسمتى ديگر از اين خطبه دربارهء مهدى ( عج ) است
زره « دانش » را بر تن پوشانده و با تمامى آداب ، با توجّه و معرفت و آمادگى ، آن را فراگرفته ؛ حكمت گمشدهء اوست كه همواره در جستجوى آن است و نياز اوست كه در طلبش پرس و جو دارد ، به هنگامى كه اسلام غروب مىكند و همچون شترى كه از راه رفتن ، مانده بر زمين قرار مىگيرد و سينهاش را به آن مىچسباند ، او پنهان خواهد شد ( تا زمانى كه فرمان الهى براى قيامش فرا رسد ) او باقى ماندهاى است از حجّتهاى خدا و خليفه و جانشينى است از جانشينان پيامبران !
سپس امام عليه السلام فرمود :