امام فرمود :
چرا چنين هستيد ؟ ! هرگز به راه راست موفّق نشويد ! و هيچ گاه در راه حق قدم مگذاريد ! آيا در چنين شرايطى سزاوار است من شخصاً به سوى ميدان نبرد حركت كنم ؟ ( نه ) در اين موقع مىبايست مردى از شما كه من از شجاعت و دلاوريش راضى باشم و به او اطمينان داشته باشم ، به سوى دشمن بسيج شود .
براى من سزاوار نيست كه لشكر ، شهر ، بيت المال ، جمع آورى خراج ، قضاوت بين مسلمانان و نظر و توجّه به حقوق مطالبه كنندگان را رها سازم و با گروهى از لشكر به دنبال گروههاى ديگر خارج گردم و همچون تيرى در جعبهء خالى اين طرف و آن طرف افتم . چرا كه من همچون محور سنگ آسيا هستم . . .
كه بايد در محلّ خود بمانم و همهء اين امور پيرامون من و به وسيلهء من گردش كند . اگر من ( در اين شرايط خاص ) از مركز خود دور شوم ، مدار همه كارها به هم مىريزد و نتيجهء آن دگرگون مىگردد . سوگند مىخورم كه اين پيشنهاد بد و نامتناسبى است .
به خدا سوگند ! اگر اميد شهادت به هنگام برخورد با دشمن نداشتم - / اگر چنين سعادتى نصيب من شود - / بر مركب خويش سوار مىشدم و از شما فاصله مىگرفتم و مادام كه نسيمها به سوى شمال و جنوب در حركتند ( هيچ گاه ) به سراغ شما نمىآمدم ، چه شما بسيار طعنه زن ، عيبجو ، رويگردان از حق و پرمكر و حيله هستيد . تعداد فراوان شما با كمى اجتماع افكارتان سودى نمىبخشد ، من شما را به راه روشنى وا داشتم كه جز افراد ناپاك در آن هلاك نگردند . آن كس كه در اين راه استقامت گزيد به بهشت شتافت و هر كس پايش لغزيد به جهنّم و اصل شد !
خطبهء 120
كه در آن به گوشهاى از سجاياى خويش اشاره كرده و به مردم اندرز مىدهد
به خدا سوگند ، تبليغ رسالتها ، وفاى به پيمانها و تفسير كلمات ( خداوند ) به من آموخته شده ، درهاى دانش و روشنايى امور ، نزد ما اهل بيت است . آگاه باشيد ، قوانين دين يكى است و راههاى آن سهل و مستقيم و نزديك است ؛ كسى كه از آن راه برود به قافلهء حق ملحق مىشود و به غنيمت مىرسد و هركس از آن باز ايستد گمراه و پشيمان مىگردد . براى آن روز كه ذخيرهها را پس انداز مىكنند و اسرار فاش مىگردد عمل كنيد ! كسى كه از فكر و عقل حاضر خويش بهره نگيرد در استفاده از عقل دور و پنهان و پند گرفتن از ديگران عاجزتر خواهد بود .