شريف رضى رحمه الله مىگويد : جملات برگزيدهء اين خطبه را پيشتر ( در خطبهء 33 ) نيز آورديم ، جز اين كه من آن را در اين روايت با كمى اختلاف يافتم لذا آن را بار ديگر در اينجا آوردم .
خطبهء 105
پيرامون قسمتى از صفات پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و تهديد بنى اميّه و موعظهء مردم
پيامبر گرامى
( مردم سخت در گمراهى بودند ) تا اين كه خداوند محمّد صلى الله عليه و آله را مبعوث ساخت كه ناظر و گواه بركردار آنها باشد و بشارت و بيم دهندهء آنان ، در كودكى شايستهترين مخلوق و در سنّ كهولت نجيبترين و كريمترين آنان بود ، اخلاقش از همهء پاكان پاكتر و باران جود و بخشش او از همه بادوامتر بود .
شما اى بنى اميّه !
تنها زمانى از لذّت و شيرينى دنيا بهره برديد و از پستان آن شير نوشيديد كه افسارش رها و بند زير تنهء جهازش نبسته بود . ( زمانى كه بر اثر حكومت عثمان و مردمى كه در عصر او پرورش يافته بودند تمركز اخلاقى و سياسى مسلمانان از ميان رفته و تعليمات اسلام و پيامبر در ميان آنها ضعيف شده بود ) تا آنجا كه حرام دنيا از نظر اقوامى ، همچون درخت سدر بى خار بود و حلالش غيرموجود .
به خدا سوگند ! دنيايى كه شما با آن روبهرو هستيد همچون سايهاى است گسترده تا سرآمدى معيّن ، امروز زمين براى شما آزاد و دستهايتان باز است ، امّا دستهاى رهبران واقعى از شما بسته ، شمشيرهاى شما بر آنان مسلّط و شمشيرهاى آنان از شما باز گرفته شده است .
آگاه باشيد ! هر خونى خونخواهى و هر حقّى صاحب و طالبى دارد ، انتقامگيرندهء خونهاى ما همانند كسى است كه براى خود داورى كند ( و بر استيفاى حقّ خود كاملًا مسلّط باشد ) و او خداوندى است كه از گرفتن كسى ناتوان نگردد و كسى از پنجهء عدالتش فرار نتواند كرد .
اى بنىاميّه ! به خدا سوگند به زودى اين خلافت را در دست ديگران و در خانهء دشمنان خود مىبينيد ، آگاه باشيد ! بيناترين چشمها آن است كه شعاعش در دل نيكيها نفوذ كند ! و شنواترين گوشها آن است كه تذكّر و يادآوريها را در خود جاى دهد !