تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة با ترجمه فارسى روان ( فارسى ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧

خطبهء 103

كه در مورد زهد و ترك دنيا پرستى ايراد فرموده اى مردم ! به دنيا همچون زاهدان و اعراض كنندگان از آن بنگريد ، به خدا سوگند دنيا به زودى ساكنان خود را از ميان مىبرد و هوسبازانى كه به آن اطمينان دارند به مصيبت مىكشاند . آنچه از دست رفته و پشت كرده هيچ‌گاه بر نمىگردد و آينده معلوم نيست ، تا در انتظارش باشيم ، شادى آن با اندوه آميخته ، توانايى و استقامت مردان نيرومند در آن به ضعف و سستى مىگرايد . زيباييهاى فراوانش شما را مغرور نسازد ، زيرا مدّت كمى بيش باقى نخواهد بود . رحمت خداى بر آن كس باد كه فكر كند و عبرت گيرد و بينا گردد . به زودى خواهيد دانست كه گويا آنچه هم اكنون از دنيا موجود است اصلًا نبوده و آنچه از آخرت است همواره خواهد بود هر چيز كه به شمارش آيد ( همچون ساعات عمر ) سرانجام پايان گيرد و هر چه انتظارش را داريد خواهد آمد و هر آينده‌اى قريب و نزديك است .

دانا كيست ؟

دانا كسى است كه قدر خود را بشناسد ، و براى نادانى انسان همين بس كه از قدر خويش بى خبر ماند . مبغوضترين افراد نزد خدا بنده‌اى است كه خدا او را به خودش واگذاشته ، از راه راست منحرف گشته و بدون راهنما گام برمىدارد ، اگر به كشتزار دنيا خوانده شود ( اجابت مىكند ) و براى آن مىكوشد و اگر به كشتزار آخرت و نعمتهاى گوناگونش دعوت شود ، سستى مىورزد گويا آنچه انجام مىدهد بر او واجب است و آنچه از آن شانه خالى مىكند ، از دوش او برداشته شده است .

دوران آخر زمان

و آن زمانى است كه از فتنه نجات نمىيابد مگر مؤمنانى كه بى نام و نشانند ، اگر در حضور باشند شناخته نشوند