تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة با ترجمه فارسى روان ( فارسى ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
و گروه بسيارى از مسئولان از پاسخ فرو مانند . اين حوادث و بلاهها هنگامى است كه جنگ بر شما طولانى شود و دامن به كمر زند ، و دنيا آنچنان بر شما تنگ گردد كه ايّام بلا را بس طولانى بشماريد . ( اين وضع همچنان ادامه دارد ) تا آن دم كه خداوند پرچم فتح و پيروزى را براى باقىماندهء نيكان شما به اهتراز درآورد . فتنه‌ها آنگاه كه رو آورند ناشناسند و با حق مشتبه مىشوند ؛ و هنگامى كه پشت كنند شناخته شده ، ماهيّت آنها بر همه كس روشن مىگردد ، فتنه همچون بادها دور مىزند ، به برخى از شهرها اصابت مىكند و از بعضى مىگذرد . آگاه باشيد ، ترسناكترين فتنه ها براى شما از نظر من فتنهء بنىاميّه است ؛ فتنه‌اى است كور و ظلمانى كه حكومتش همه جا را فراگيرد ، و بلاى آن مخصوص نيكوكاران است . . . هركس در آن فتنه بصير و بينا باشد ( و با آن ستيزه جويى كند ) بلا و سختى به او مىرسد ، و هركس در برابر آن نابينا باشد حادثه‌اى براى او رخ نمىدهد ! به خدا سوگند ، بنىاميّه بعد از من براى شما زمامداران بدى خواهند بود ، آنها همچون شتر بد خويى هستند كه صاحب خود را دندان مىگيرد ، و با دستش بر سر او مىكوبد و با پا ، وى را دور مىكند ، و از شير خود او را منع مىنمايد . همواره با شما به سختى رفتار كنند ، جز كسانى كه برايشان سودى داشته باشند و يا لااقل به آنها ضررى نرسانند . شكنجه‌هاى آنها بر شما طولانى خواهد شد ، تا آن‌جا كه پيروزى و انتقام شما از آنها به انتقام بردگان از مالك خويش ، و يا تابع از پيشواى خود مىماند ، ( و به آسانى بر آنها پيروز نخواهيد شد ) . فتنه هاى آنها پشت سر يكديگر با قيافهء زشت و ترسناك بر شما فرو مىبارد ، نه راهنمايى در آن خواهد بود و نه پرچم نجاتى در لابه‌لاى آن به چشم مىخورد ولى ( متأسّفانه ) در آن زمان ما خاندان پيامبر ، رهبرى شما را به عهده نخواهيم داشت ، سپس پروردگار جهان اين فتنه و بليّه را همچون جدا شدن پوست از گوشت از شما دفع و جدا خواهد كرد . ( اين كار به وسيلهء ) كسانى انجام مىشود كه خوارى را به آنها مىچشانند ، به سختى آنها را مىرانند و جام تلخ بلا و ناراحتى و مصيبت در كامشان فرو مىريزند ، مردانى كه جز ضرب شمشير چيزى به آنها نخواهند داد ، و جز لباس ترس بر آنها نپوشانند ! در آن هنگام قريش دوست دارد آنچه در دنيا است از دست بدهد تا يك بار مرا ببيند ( و رهبرى مرا با ميل بپذيرد ) ، گرچه لحظاتى كوتاه ، به اندازهء كشتن شترى باشد تا با اصرار از آنها چيزى را بپذيرم كه امروز پاره‌اى از آن را مىخواهم و نمىدهند !