برگهاى زندگى به زردى گراييده ، و از ثمرهء زندگى خبرى نبود ، آب حيات انسانى به زمين فرو رفته ، منارهاى هدايت به كهنگى گراييده ، پرچمهاى هلاكت و بدبختى آشكار شده بود ، دنيا با قيافهاى زشت و كريه به اهلش مىنگريست ، و با چهرهء عبوس با طالبانش روبهرو بود . ميوهء درخت آن فتنه ، و طعامش مردار بود ، در درون وحشت و اضطراب ، و در برون ، شمشير حكومت مىكرد .
اكنون اى بندگان خدا عبرت گيريد ! و به ياد وضعى كه پدران و برادرانتان - / كه از جهان رخت بربستند - / دارند و در گرو آن مىباشند و در برابر آن محاسبه مىشوند ، باشيد .
به جان خودم سوگند ! پيمان خاصّى در زمينهء زندگى و مرگ و نجات از مجازات نه با شما و نه با آنها ، بسته نشده ، و هنوز روزگار زيادى بين شما و آنها فاصله نيفتاده ، امروزِ شما با آن روز كه در اصلاب آنها بوديد ، زياد دور نيست . به خدا سوگند ! پيامبر چيزى به آنها گوشزد نكرد جز آنكه من همان را به شما مىگويم . شنوايى امروز شما از شنوايى ديروز آنها كمتر نيست ، همان چشمها و قلبهايى كه در آنوقت به آنها داده بودند درست مثل آن را هم امروز به ما بخشيدهاند .
به خدا سوگند شما پس از آنها مطلبى نديدهايد كه بر آنها مجهول باشد ، و شما به چيزى اختصاص نيافتهايد كه آنان از آن محروم باشند . به راستى حوادثى به شما روى آورده كه مهار كردنش مشكل است ، و بند زير تنهاش سست ، پس پيروزيها و نعمتهايى كه مغروران هم اكنون در آن هستند شما را نفريبد ، كه اين سايهاى است گسترده ولى كوتاه تا سرآمدى معين !
خطبهء 90
كه در آن از ازليّت خداوند و عظمت مخلوقات سخن مىگويد
و در پايان به مردم اندرز مىدهد
سپاس ويژهء خداوندى است كه بدون اينكه ديده شود شناخته شده ، همو كه در آفرينش موجودات به انديشه و فكر نياز ندارد . . .
آنكه هميشه بوده و تا ابد خواهد بود يعنى زمانى كه نه آسمان داراى برجها و صور فلكى بود و نه پرده ها و دربها و نه شبى تاريك و نه دريايى آرام ، نه كوهى با راههاى وسيع ، و نه راههاى پر پيچ و خم ، نه زمين گسترده و نه مخلوقى توانا وجود داشت .
اوست پديد آورندهء موجودات و وارث آنها ، هموست معبود خلايق و روزى بخش آنان .
خورشيد و ماه در راه اطاعت فرمان او سير مىكنند ،