تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة با ترجمه فارسى روان ( فارسى ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣

خطبهء 88

كه در آن اسباب هلاكت ملّتها بيان شده است امّا بعد ، خداوند هرگز جبّاران دنيا را در هم نشكسته ، مگر پس از آن‌كه به آنان مهلت و نعمت فراوان بخشيد ( امّا آنها به جاى شكر نعمت بر ظلم و ستم افزودند ) و هرگز استخوان شكستهء زندگى ملّتى را ترميم نكرده ، مگر پس از آزمايش و تحمّل مشكلات فراوان ، و در سختيهايى كه شما با آن مواجه شديد و مشكلاتى كه پشت سر گذارديد ، درسهاى عبرت فراوانى وجود داشت . امّا نه هر كس مغز دارد انديشمند است ، و نه هر صاحب گوشى شنواست ، و نه هر چشم دارى بينا ! شگفتا ! چرا تعجّب نكنم از خطا و اشتباه اين گروههاى پراكنده ، با اين دلايل مختلفى كه بر مذهب خود دارند ، نه گام به جاى گام پيغمبرى مىنهند ، و نه از عمل وصىّ پيغمبرى پيروى مىكنند . نه به غيب ايمان مىآورند ، و نه خود را از عيب بر كنار مىدارند . به شبهات عمل مىكنند ، و در گرداب شهوات غوطه ورند ، نيكى در نظرشان همان است كه خود نيك مىشمارند ، و منكر و زشتى آن است كه خود منكر بشمارند . در حلّ مشكلات به خود پناه مىبرند ، و در حوادث مهم ( و مبهمات ) تنها به رأى خويش تكيه مىنمايند . گويا هركدام امام خويشند ؛ كه به دستگيره هاى مطمئن و اسباب محكمى كه خود مىانديشند و خود ساخته‌اند چنگ زده‌اند .

خطبهء 89

كه دربارهء پيامبر بزرگ اسلام صلى الله عليه و آله ايراد فرموده است هنگامى خداوند رسالت را بر عهدهء او گذارد كه مدّتها از بعثت پيامبران پيشين گذشته بود ، و ملّتها در خواب عميقى فرو رفته بودند . . . فتنه و فساد جهان را فرا گرفته بود . كارهاى خلاف در ميان مردم منتشر ، و آتش جنگ زبانه مىكشيد ، دنيا بى نور و پر از مكر و فريب گشته بود .