تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة با ترجمه فارسى روان ( فارسى ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩

خطبهء 48

كه هنگام حركت به سوى شام ايراد فرموده است ستايش مخصوص خداست در هر لحظه كه شب فرا رسد و پردهء تاريكى آن فرو افتد . ستايش ويژهء پروردگار است هر زمان كه ستاره‌اى طلوع و غروب نمايد . حمد مخصوص ذاتى است كه نعمتهايش پايان نپذيرد ، و بخششهاى او را جبران نتوان كرد . امّا بعد ، پيشتازان لشكرم را از جلو فرستادم و دستور دادم در كنار فرات توقّف كنند تا فرمان من به آنها برسد ، تصميم گرفته‌ام از آب فرات بگذرم و به سوى جمعيّتى از شما كه در اطراف دجله مسكن گزيده‌اند رهسپار گردم و آنها را با شما به سوى دشمن بسيج كنم و از آنها براى شما و تقويت شما كمك بگيرم . سيّد رضى رحمه الله مىگويد : منظور امام عليه السلام از « مِلْطاط » همان محلّى است كه امام دستور توقّف در آن‌جا را داده بود و آن كنار فرات مىباشد و اين كلمه به كنارهء دريا نيز اطلاق مىشود ، و معناى اصلى اين لفظ زمين صاف و هموار است و مقصود امام عليه السلام از « نطفه » آب فرات مىباشد و اين از عبارات اعجاب آور و شگفتى زا است !

خطبهء 49

كه پيرامون صفات پروردگار و وسعت علم او بيان فرموده است ستايش مخصوص خداوندى است كه از اسرار پنهانيها آگاه است ، و نشانه هاى واضح و روشن ، بر هستى او دلالت مىكنند ، هرگز در برابر چشم بينايان آشكار نمىشود ، ولى نه چشم كسى كه وى را نديده انكارش تواند كرد و نه قلب كسى كه او را شناخته مشاهده‌اش تواند نمود . در علوّ رتبه بر همه پيشى گرفته ، پس از او برتر چيزى نتواند بود . و آنچنان نزديك است كه چيزى از او نزديكتر نيست .