تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة با ترجمه فارسى روان ( فارسى ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧

خطبهء 37

كه در حكم خطبه است و پاره‌اى از فضايل خود را در آن بيان مىدارد

زورمند ، در برابرم ذليل است تا حق را از او بگيرم

آن دم كه همه از ترس در خانه نشسته بودند من قيام كردم ، و آن‌گاه كه همگى خود را پنهان كرده بودند من آشكارا به ميدان آمدم . . . و همان زمان كه همه لب فرو بسته بودند من سخن گفتم ، و آن وقت كه جمعيّت همه توقّف كرده بودند من با راهنمايى نور خدا به راه افتادم ! فرياد نمىزدم ، صدايم از همه آهسته‌تر ، امّا از همه پيشگام‌تر بودم ، زمام امر را به دست گرفتم و پرواز كردم ، و جايزهء سبقت در فضايل را بردم . همانند كوهى كه تندبادها آن را به حركت در نمىآورد ، و طوفانها آن را از جاى بر نمىكند ، هيچ كس نمىتوانست عيبى در من بيابد ، و هيچ سخن چينى جاى طعن در من نمىيافت . ستمديدگانى كه در نظرها ذليل و پستند ، از نظر من عزيز و محترمند ؛ تا حقّشان را بگيرم ، و نيرومندان ستمگر در نظر من حقير و پستند ؛ تا حقّ ديگران را از آنها بستانم . در برابر فرمان خدا راضى ، و تسليم امر او هستم ، آيا گمان مىكنيد ممكن است من به رسول‌خدا صلى الله عليه و آله دروغ ببندم ! ( و اگر از او خبرى غيبى نقل مىكنم ممكن است خلاف واقع باشد ؟ ) . به خدا سوگند ! من نخستين كسى هستم كه وى را تصديق كردم و هرگز من اوّل كسى نخواهم بود كه او را تكذيب نمايم . در كار خود انديشه كردم ديدم اطاعت ( فرمان پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ) بر بيعت ( اجبارى با متصدّيان حكومت ) مقدّم است ، و هنوز پيمان پيامبر صلى الله عليه و آله ( براى حفظ موجوديّت اسلام ) در گردن من مىباشد .

خطبهء 38

كه دربارهء معناى شبهه ايراد فرموده است « شبهه » را از اين رو « شبهه » نام نهاده‌اند كه شباهت به حق دارد ، امّا براى دوستان خدا ، نورى كه آنان را در تاريكيهاى شبهه راهنمايى كند ، « يقين » آنهاست و راهنماى آنها مسير هدايت است ؛ ولى دشمنان خدا گمراهيشان آنها را به شبهات دعوت مىكند ، و راهنماى آنها كورى باطن است ؛ آن كس كه از مرگ بترسد هرگز به خاطر اين ترس ، از مرگ نجات نمىيابد همانطور كه آن كس كه مرگ را دوست دارد براى هميشه در اين جهان باقى نخواهد ماند .