تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غنا ، موسيقى ( عربي - فارسي ) — صفحة 432

مساهمون:

ص٤٣٢
اصحاب اماميه سليقهء ايشان با شافعى موافقت كند استبعادى ندارد با آنكه از عهده بر آمدن در نكردنِ جميعِ افراد آن فعل است نه حكم بر حرمتِ همهء افراد آن ، چه اين حكم خلاف احتياط است چه يحتمل كه تحريم ما أحلَّ الله شود . قال الله تعالى : * ( « وَلا تَقُولُوا لِما تَصِفُ أَلْسِنَتُكُمُ الْكَذِبَ هذا حَلالٌ وَهذا حَرامٌ لِتَفْتَرُوا عَلَى الله الْكَذِبَ إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى الله الْكَذِبَ لا يُفْلِحُونَ » ) * . « 1 » اگر گويى كه : خلافش كه عبارت از حرمت جميع افراد غنا باشد ، ثابت شده به احاديث صحيح . جواب آنكه : به قرينهء معارضهء احاديثِ صحيحهء ديگر ، احاديث فصل اول مخصّص است چنان كه گذشت . و الأحاديث يفسّر بعضها بعضاً ، و جمع بِه از طرح است . اگر كسى گويد : امر به اجتناب طبيعت غنا واقع شده و اجتناب از طبيعت متحقّق نمىشود مگر به اجتناب جميع افراد كه طبيعت محيط به آن است . چه اگر اجتناب از يك فرد نشود ، اجتناب از طبيعت نشده ، چه طبيعت در ضمن يك فرد متحقّق است . جواب اولًا آنكه : مُكلَّف بِه بايد معلوم و مقدور مكلَّف باشد و طبيعت كليه معقوله منتزعه از افراد [ را ] عوام الناس نمىفهمند . و ثانياً آنكه : طبيعت ، امرى است كلى معقول غير موجود در خارج ، بنا بر مذهب متكلَّمين « 2 » و بنا بر مذهب حكيم كه كلَّى طبيعى ، در خارج موجود
هامش
« 1 » نحل ( 16 ) : 116 . « 2 » الف و ب : متكلَّمين مىگويند : بلكه افراد كلَّى طبيعى موجود است نه طبيعت كليه ، و إلَّا لازم مىآيد كه شيء واحد در امكنهء متعدّده باشد و موصوف به نقايض باشد چنان كه متكلَّمين استدلال بر نفىِ وجود كلَّى طبيعى در خارج كرده‌اند و حكما جواب گفته‌اند كه واحد شخصى موصوف به نقايض نمىتواند بود ، نه واحد نوعى و جنسى . و حكما مىگويند كه كلَّىِ طبيعى در خارج موجود است چه جزء موجود خارجى است كه فرد باشد و جزء موجود خارجى ، موجود خارجى است ( منه طوّل الله عمره ) .